شوشان – محمد حسن آلاله : تاریخ میهن ما ایران، تاریخی پر از فراز و نشیب و دوران های تلخ و شیرین است. تاریخی پر از قصه ها و غصه ها ی جورواجور است. تاریخ معاصر و خصوصا تاریخ پس از انقلاب اسلامی بسیار خواندنی ، شنیدنی و عبرت آموز است .
امروز می خواهیم از قصه های تلخ وشیرینش و از غصه های دردآورش بگوییم . قصه های دیروز بسیارند، اما از زمانی نه چندان دور می گوییم، از سی سال قبل، آن روز که از ظلم و ستم شاهنشاهی به تنگ آمدیم، آزادی را فریاد زدیم، به هم پیوستیم، با هم یکی شدیم و در بهمن ماه و دهه فجر، انقلابی را به بزرگی تاریخ آفریده و به پیروزی رساندیم، انقلابی اسلامی و ایرانی. و از پرتو این انقلاب استقلال و آزادی کشور خود را به دست آوردیم و سپس از درون همین انقلاب، نظامی برخاسته از مردم را با نام جمهوری اسلامی به ارمغان آوردیم. البته بهای سنگینی را برای آن پرداختیم و آن پرپرشدن هزاران شهید پاک باخته و لاله های خونین وطن بود که در راه این انقلاب فدا شدند و هزاران جانباز، که هنوز هم بسیاری از آنان به یادگار مانده اند، آنان که از پاک ترین، بهترین و با صداقت ترین فرزندان این مرزو بوم بودند.
باید گفت که تنومندی درخت انقلاب و قوام و دوامش به واسطه آبیاری با خون شهیدان بوده است. براستی دوران انقلاب چه روزهای سخت و شیرینی بود، هنوز هم بوی عطر دل انگیز آن روزها به مشام می رسد، هنوز هم با شنیدن سروده های انقلابی، آن روزها را در ذهن خود تجسم می نماییم و جان و نفس تازه ای می گیریم.
دوران دفاع مقدس و دفاع از کیان اسلام و سرزمینمان دوره دیگری از تجلی ایثار، ازخودگذشتگی و جانفشانی های مردان و زنان این سرزمین بوده است که باز هم توسط غرورآفرینان این مرز و بوم آفریده شد، آن روزهای بیادماندنی دفاع مقدس، یاران همه برای ادای تکلیف رهسپار جبهه ها شدند،آنان هم برای شهادت آمده بودند و هم آماده بودند، برای رفتن به جبهه های نبرد سر و دست می شکستند، کوچک و بزرگ، پیر و جوان و نوجوان، خانه و کاشانه را رها کردند و برای دفاع از دین ، سرزمین و ناموس خود راهی دیار عاشقان گشتند، راه و مسیری بس متعالی بود. فرهنگ دفاع مقدس از همین عشق و علاقه و خلق حماسه ها ایجاد شد.
از قصه های خوب آن روز می گویم، آن روزها که جز صفا و صمیمیت و محبت چیز دیگری در میان مردم نبود، صداقت و راستی حقیقی در میان مردم موج می زد. وحدت عامل همه پیوندها و انسجام میان ما بود ، خودجوش و پر خروش بودیم، انقلاب آمده بود تا اول تحول درونی در ما ایجاد کند، جنگ هم تجلی عملی برای نشان دادن نهایت روح شیدایی، عاشورایی و کربلایی ما بود و گویی صحنه مجددی از تاریخ کربلا تکرار می شد تا حسینیان زمان شناخته شوند. آن روزها گفتمان جامعه با امروز فرق می کرد ، واژه ها معنای دیگری داشتند ،کارهای دنیوی رنگ و بوی الهی داشت، ارزشها و باورهای جامعه متعالی شده بود، جامعه با واژه های شهید، آزاده، جبهه، رزمنده، جانباز، بسیجی، ایثار، گذشت، فداکاری و دیگر واژه های پرمعنی انقلابی و معنوی آشنا بود. صحبت از مال و منال و پول کمتر بود، حرص وطمع نبود، هرچه بود اول آن را برای دیگران می خواستیم، یعنی هرچه را برای خود می خواستیم بهترش را برای دیگران می خواستیم.
دلبستگی ها به این دنیای فانی بسیار پایین بود، از خودخواهی ها و چشم هم چشمی ها مثل امروز خبری نبود، همه چیز بوی سادگی و صداقت می داد. مردم کمتر به دنبال جمع کردن ثروت و مال اندوزی بودند ، گویی همه از یک جنس بودند، جامعه طبقه طبقه نبود، صحبت از غنی و فقیر نبود، خط فقری برای جامعه ترسیم نشده بود، حتی رنگ پول رنگ دیگری بود. زرق و برق دنیا نبود که چشم ما را کور کند. راستش را بخواهید آن روزها مستضعف بودن و ساده و بی ریا و بی تکلف بودن ارزش بود ، توقعات و مطالبات کم بود، مردم با همه کمبودها می ساختند ، آنها خود را مدیون انقلاب می دانستند نه اینکه مثل بعضی ها امروز انقلاب را مدیون خود بدانند.
این همه قصه و روایت از قاچاق و باندهای سازمان یافته و رانت ها وآقازاده ها ودانه درشت ها نبود، یعنی کسی جرات نمی کرد در آن فضای انقلابی اینگونه عمل نماید، کیف قاپی نبود ، دزدی های جورواجور نبود، این همه از کشتن آدمها به دست هم خبری نبود ، دورنگی و نفاق نبود، قدرت طلبی نبود. فرقی بین خواص و عوام نبود، بین مدیران و کارمندان رابطه دوستی و محبت بود، سهم خواهی در قدرت نبود، همه خود را شیفتگان خدمت می دانستند و از تشنگان قدرت خبری نبود. آنهایی که امروز از هم جدا شده اند دیروز با هم بودند، آنچه همراه ما بود تلفن همراه نبود بلکه یک سبد پر از محبت دیدار دیگران بود که با هر بار دیدن دوستان نثارآنها می کردیم ،دلها همه به هم نزدیک بود و قلب ها برای هم می تپید. جامعه به سمت آرمانی شدن حرکت می کرد.
آری اینها قصه و افسانه و داستان نبود بلکه همه واقعیت داشت. روزهایی پر از خطر و خاطره بود ، اما میان مردم همدلی، همکاری ، پیوند و همراهی وجود داشت.نمی دانیم چه شد که خیلی چیزها عوض شد. معلوم نشد دنیا تغییرکرد یا ما آدمها عوض شدیم، یواش یواش بعضی باورها و ارزش ها در جامعه عوض شدند، میل به هواهای نفسانی در آدمها بیشتر گشت ، حرص و طمع و آز به سراغ آدمها آمد ، مثل یک چشم برهم زدن روزگار گذشت، جنگ تمام شد و بازسازی شروع شد، اما معنای بازسازی فقط برای ساختمانها بود و بازسازی معنوی فراموش گشت. یواش یواش قصه های شیرین دیروز به غصه های تلخ امروز تبدیل گشت.
غصه ها از زمانی شروع شد که فرهنگ دفاع مقدس رو به فراموشی رفت و به جایش فرهنگ زراندوزی و خودخواهی روی کار آمد، عده ای به دنبال چپاول و جمع آوری ثروت های بادآورده مشغول شدند، هم چیز رنگ پول گرفت و آهسته آهسته آن واژه های قشنگ و زیبا که هرکدام معنای بزرگ و متعالی داشتند از زبان مردم خارج شد و به جای آن واژه های دیگری که بوی جدایی می دادآمد. فقر و فساد و تبعیض جامعه را فراگرفت، شکاف ها و تضادهای اقتصادی و اجتماعی از راه رسید همدلی ها وهم زبانی ها کمتر شد و هرکسی فقط به خودش مشغول گشت، در حالی که عده ای نان شب نداشتند که بخورند عده دیگری آنچنان در زرق و برق این دنیا گرفتار شده و درآمدهای کلان داشتندکه همه چیز را فراموش کردند .
اسراف و مصرف بی رویه سراغ جامعه آمد. بیکاری، اعتیاد، طلاق، قتل، تجاوز و دیگر ناهنجاری ها واژه هایی شدند که موضوع آنها به گفتمان روزانه جامعه تبدیل شد و بدین ترتیب قصه های شیرین به غصه های تلخ تبدیل شد، اما این غصه ها پایان نیافت بلکه از شکلی به شکل دیگری تبدیل گشت و اینک در سی سالگی انقلاب داستانها ، قصه ها و غصه های جدیدی از راه رسیده و امروز غصه ای بزرگ و نو آمده است . درحالی که دشمنان از بیرون بر ما تاخته و هر روز برعلیه ما توطئه جدیدی طراحی می کنند برخی یاران دیروز انقلاب چهره عوض نموده و سهم خود را از قدرت می طلبند.
بهتر بگوییم اینک غصه ای بزرگ بر دامان این ملت نشسته است، گروهی که خود را از قدرت کنار دیده اند قصد برهم زدن بازی قدرت را داشته و در پوشش بیان خدمت در سودای براندازی افتاده اند. برخی با دشمنان همنوا شده و از تریبون دشمنان قسم خورده، برعلیه انقلاب سخن می رانند ، گروهی می خواهند تا انقلاب اسلامی را که حاصل خون هزاران شهید پاک باخته است را از درون استحاله کنند.
گروهی از رای خود برگشته و عده ای دیگر نیز بر ثروت های کشور چنگ انداخته و به چپاول مشغول هستند، عده ای، دیگران را به کف خیابانها آورده و اردویی بر علیه انقلاب و ولایت بوجود آورده اند ، گروه دیگری سکوت نموده و با سکوت خود در دیگران تردید و شبهه ایجاد نموده اند و هیچکدام رای عدالت را بر نمی تابند. امروز غصه این است که همه دم از انقلاب و امام می زنند اما دفاع از انقلاب و امام را خود معنا می کنند،گروهی از اصولگرایی و گروهی از اصلاح طلبی می گویند و با این واژه ها نه تنها خود را از هم جدا نموده، بلکه با هم دشمن داشته و بر هم می تازند و هرکدام در صدد حذف دیگری می باشد.
در این فضای آلوده و غبارگرفته هیچکدام حاضر نیست کوتاه بیاید و راهی برای برون رفت بدهد .
آیا باز هم در این تاریخ پرفراز و نشیب کشورمان این صحنه ها تکرار دیگری برای ناکام گذاشتن انقلاب است، آیا این دوره گذری است که خواهد گذشت و امتحان و آزمایشی برای همه ماست ، یا شاید این صحنه ها برای این بوجود آمده تا در نهایت بتوان حق را از باطل و سره را ناسره نشان داد.
مهم این است که روزگار عوض می شود اما یاران واقعی اسلام و انقلاب همواره می مانند و بر سر عقاید، ارزشها و باورهای متعالی خود پایبند هستند و این غربال انقلاب است که ناخالصی ها را از هم جدا می کند و ریزش ها و رویش ها را به وجود می آورد. پس اگر بخواهیم بهترین راه و آسانترین مسیر را برای رها شدن از این وضعیت و این غصه ها داشته باشیم باید آن را در بازگشت همگانی به خویشتن خویش، بازگشت به پیوندها، محبت ها، وحدت آفرینی و همبستگی ها و یادآوری دوباره قصه های شیرین دیروز جستجو نماییم .








