دزفول، همان شهری است که سبزی خورشتیاش آشناست؛ به عقیده زنان خانهدار خوزستانی قورمه سبزی با سبزی خورشتی دزفول طعم دیگری دارد.
دزفول محل کشت سبزی و صیفیجات زیادی است و چه بسیار کشاورزانی که بر اراضی سبزش، سبزی میکارند و روزی خود و خانوادههاشان را از این زمینها کسب میکنند.
در سفر به دزفول، زمینها از دور زیبا به نظر میرسیدند، پوشش مخملی به تن داشتند، بوی خوش شوید و جعفری به مشام میخورد. نزدیکتر شدیم، زنان و مردان پا به پای هم زمین را وجین میکردند و علفهای هرز را میچیدند. کنار زمین که رسیدیم، راهی را برای عبور پیدا کردیم، راهی باریک و گِلی. باید طوری راه میرفتم که وسایل و قدمهایم به سبزیها آسیبی وارد نمیکرد؛ پیش کشاورزان و کارگران رسیدم.
یک خانواده بودند و تعدادی کارگر که پدر خانواده جلو آمد و پرسید از کجا و برای چه آمدهایم؟ گفت: “اگر هرچه را گفتم مینویسی با تو صحبت میکنم، اما اگر میخواهی از حرفهایم مطالبی را حذف کنی نمیگویم!” قول دادم که بنویسم بدون کم و کاست.
به گزارش خبرنگار ایسنا، نورعلی، کشاورز ۵۰ ساله که ۱۳ سال در این حرفه کار میکند، این گونه آغاز کرد: “سبزیهایم را ببین؛ تره، جعفری، شوید، نعناع و گشنیز؛ روی دستم ماندهاند و هیچ کس از ما نمیخرد. بابت هر هکتار یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان باید اجاره بدهم.”
او ۱۰ هکتار زمین اجاره کرده و برای کشت در هر هکتار ۲ میلیون تومان هزینه کرده است. هر روز از ساعت ۷ صبح تا ۲ بعد از ظهر به امید کسب روزی روی زمین کار میکند، اما به دلیل سرد نشدن هوا در دیگر مناطق سبزی خیز و برداشت محصول در آن شهرستانها سبزیها روی دستش مانده بود. ۱۵ نفر، در واقع ۱۵ خانواده روی زمین کار میکنند.
نورعلی ادامه میدهد: مرداد ماه کشت سبزی را آغاز میکنیم تا نیمه اول شهریور به زمین آب میدهیم و اوایل آذر برداشت را آغاز میکنیم. بهای آب را خود میپردازیم و کود شیمیایی مورد نیاز را آزاد از بازار تهیه میکنیم. قیمت دولتی هر کیسه کود سه هزار تومان است اما آن را با قیمت ۱۰ هزار تومان از بازار آزاد میخریم. امسال سال خوبی برای سبزی نبود؛ هوا زیاد سرد نشد، صادرات هم انجام نشد. بازار عراق برای صادر کنندگان خوب است اما سبزی، امسال به آنجا صادر نشد.
دستی به سبزیها میکشد و میگوید: کسی نیست از ما حمایت کند، محصول که فروش نرود، ضرر میکنیم و بدبخت میشویم. از سال گذشته تا امسال ۷۰ میلیون تومان ضرر کردهام. وام که به ما نمیدهند، سبزی را با التماس کیلویی ۷۰ تومان میفروشیم. برای فروش سبزی به دیگر نقاط بابت کرایه هر کامیون ۲۲۰ هزار تومان پول میدهیم، برای خرید هر جعبه که سبزی در آن بگذاریم هم ۱۱۰۰ تومان، در واقع برای فروش هر کیلو سبزی ۵۰ تومان خرج میکنیم در حالی که برخی مواقع سبزی و کاهوی من در مغازهها با قیمت ۸۰۰ ، ۹۰۰ و ۶۰۰ تومان فروخته میشود.
به گفته نورعلی سبزیهایش سال گذشته به شیراز، کردستان، ارومیه رفته است، اما امسال هیچ: “کشاورزی شغل پر ریسکی است اما وقتی حمایتی از آن نشود مشکلات بیشتری برای کشاورزان ایجاد میکند. اگر حمایت باشد ریسک کمتر میشود. ما انسانیم، زن و بچه داریم.”
میگوید: میدانی چند نفر از همین شغل نان میخورند؟ اگر بازار خوب باشد از همین زمین میتوان ۳ بار محصول برداشت کرد.
او در حالی که با حسرت به سبزیهای بیمشتریاش نگاه میکند زمین کناری را نشان میدهد و میگوید: کاهو کاشتیم حتی کیلویی ۲۵ تومان هم از ما نخریدند. مجبور شدیم کاهو را در زمین رها کنیم. کسی نیست نظارت کند، مدیریت کند، باید ایراد کار پیدا شود تا این گونه زحمت ما هدر نرود. پارسال هم برای کاشت سیبزمینی ۳۸ میلیون تومان متضرر شدیم. آنقدر که به واردات اهمیت میدهند به صادرات اهمیت نمیدهند، وقتی به میدان برای فروش سیبزمینی رفتم متوجه شدم مقدار زیادی سیبزمینی پاکستانی وارد بازار شده است.
مرضیه، دختر نورعلی، بازیگوش و خونگرم روی زمین راه میرفت و به سبزیها فخر میفروخت. صدای خندهاش با بادی که روی سبزیها میوزید یکی شده بود. از صبح تا شب میآید روی زمین کار میکند. اما موقع رفتن به خانه خستگیاش از بین نمیرود زیرا سبزیها روی دستشان مانده است. دستان کوچکش از کار و زحمت خبر میدهد. او هم لب به گله میگشاید و میگوید: اگر سبزی را کیلویی ۲۰۰ تومان از ما بخرند، مشکلات ما کمتر است و سود میکنیم، پول کارگر باید بدهیم، اجاره زمین، کود، آب با این حال سبزی روی دست ما مانده است.
او به سبزیها اشاره میکند و میگوید: ببین سبزیهایمان چه قدر زیبا هستند اما… !
پیش از اینکه داخل زمین بیایم از دور مجذوب و شیفته زمین سبزی شدم، اما واقعا آواز دهل شنیدن از دور خوش است!
نورعلی هم به اهمیت بازار عراق پی برده و اینکه میتوان مشتری آنجا پید کرد.
پر واضح است عمده فروش، تولید سبزی و میوهجات و دیگر محصولات کشاورزی به شرایط اقلیمی بستگی دارد، اما واقعا میتوان با اقداماتی چون نگهداری در سردخانه، صادرات و توسعه صنایع جانبی به کشاورزان کمک کرد.
آیا نمیتوان با توجه بیشتر به کشاورزی زمینه رونق و توسعه هر چه بیشتر این بخش را فراهم آورد تا هزاران مرضیه، بعد از کار کردن روی زمین با لب خندان به خانه بروند؟









چرا منبع مطلب ذکر نشد ؟