در اولین ساعات بامداد امروز دوم فروردین، حمله ی بسیار سنگین و گسترده ی فتح المبین، در منطقه ی غرب رودخانه ی کرخه، دزفول و شوش با رمز یا زهرا آغاز می شود، و تا دهم فروردین به طول می انجامد. هدف از این عملیات آزاد سازی منطقه ی غرب دزفول و جاده ی دزفول ـ دهلران و تأمین اندیمشک، شوش، دزفول و جاده ی اندیمشک ـ اهواز است. یکی از رزمندگان در مصاحبه ای می گوید: «ساعت ۳ به سنگر مزدوران رسیدیم. پس از طی حدود ۱۷ کیلومتر راه، اکثر برادرها خسته هستند، ولی با آرمان به خدا و نیروی الله هنوز رمقی در بدنشان هست که به پیش بروند.» در محور شمالی دو قرارگاه و در محورهای شرقی و جنوبی هر کدام یک قرارگاه وارد عمل می شوند.
در حین درگیری های شدید، گردان حبیب بن مظاهر گم می شود، اما در اوج سردرگمی و آشفتگیِ فرماندهان، ناگهان خود را در نقطه ای استراتژیک در مقابل دشمن می بیند و ضربات سنگینی به نظامیان عراقی وارد می کند. رزمندگان جان بر کف اسلام با قدرت هرچه تمام تر در حال پیشروی به سوی نیروهای عراقی هستند.
در مرحله ی اول تنگه ی عین خوش را تیپ ۱۴ امام حسین(ع) با فرماندهی حسین خرازی مسدود کرد و توپخانه ی دشمن را در منطقه ی «علی گره زد» با عملیات نفوذی یک گردان از تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص) به فرماندهی محسن وزوایی منهدم کرد.
در مرحله ی دوم، تنگه ی رقابیه را دور زدند و دشمن را از پشت محاصره کردند.
فشار عملیات محسن رضایی را زیر سرم می برد. دشمن که از همان مرحله ی اول موقعیت خود را در خطر دیده بود، برای خروج از محاصره، فشار شدیدی وارد می آورد تا تنگه ی عین خوش را باز کند، لیکن تیپ ۱۴ امام حسین(ع) در منطقه ی عین خوش گرفتار محاصره ی دشمن می شود. حسین خرازی و رزمندگان تحت امرش به شدت مقاومت می کنند. برخی فرماندهان معتقدند تیپ ۱۴ باید عقب نشینی کند، اما خرازی می گوید که عقب نشینی در قاموس من نیست. فرمانده ی سپاه نیز موافق است و تأکید می کند که رحیم صفوی باید از قرارگاه فتح حمله کند تا دشمن فشار بر تیپ امام حسین(ع) را کاهش دهد. عاقبت این تدبیر جواب می دهد و مشکل گشا می شود.
در مرحله ی سوم، پیش روی به مقر فرماندهی دشمن آغاز شد و یگان ۲۷ حضرت رسول(ص) به فرماندهی احمد متوسلیان، سایت ۴ و ۵ را که محل استقرار فرماندهی لشگر یک مکانیزه ی دشمن بود، به اشغال درمی آورد.
در مرحله ی چهارم با پاک سازی منطقه ی آزاد شده و تعقیب دشمن، ارتفاعات منطقه ی عملیاتی به تصرف درآمد و دشمن به غرب رودخانه ی دویریج عقب رانده شد.
سپاه که با حدود ۳۲ گردان در عملیات طریق القدس شرکت داشت، در فتح المبین با ۱۳۵ گردان در میدان نبرد حاضر می شود و اولین لشگر زرهی خود را شکل می دهد، تمام اهداف این عملیات تأمین می گردد و لشگر ۱۰ زرهی و ۱ مکانیزه ی عراق آسیب جدی می بیند. دیگر نکته ی قابل توجه در این عملیات وحدت مستحکم میان نیروهای بسیج، سپاه و ارتش می باشد.
فتح المبین جوانان و مدافعان مؤمن و شجاع کشور، نشاط معنوی ملت و امام را افزون تر ساخته است، اما حضرت امام(ره) ـ در اوج این فتح بزرگ ـ هوشیارانه مراقب است تا آفت غرور در مردم و رزمندگان نفوذ نکند. رهبر انقلاب در پیام تبریک فتح المبین پروردگار کریم را مبدأ همه ی فتوحات می داند و می گوید: «…بارالها! جوانان رزمنده ی ایرانی فتح را از تو می دانند و به قدرت خویش مغرور نیستند… .»
فتح المبین در واقع نمایش کاملی از جنگ فراگیر مردمی است که همه ی ارکانش بر قوت و قدرتِ ایمان، ابتکار، تدبیر و حماسه آفرینی جوانان ملت ایران استوار است. افزایش قدرت عملیاتی و ارتقای مهارت های فرماندهی در جبهه ی ایران، اولین بار عراق را درباره ی قدرت ادامه ی اشغال ایران دچار تردید می کند.
حسن باقری در توضیحاتی راجع به این عملیات می گوید: «منطقه ی عملیات ما در مرحله ی اول، منطقه ی بسیار وسیعی بود، که از مناطق غرب رودخانه ی کرخه شروع می شد و سه راهی قهوه خانه، تپه چشمه، بِلِتا، شاووریه، جُفِینه و تمام این ارتفاعات را تشکیل می داد.»
حدود ۱۷ هزار اسیر و آزاد سازی منطقه ی بسیار وسیعی از خاک میهن از جمله نتایج این فتح بسیار به یاد ماندنی است. آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت می گوید: «من در مقابل این موجودهای عزیزی که یک چنین فداکاری کردند، یک چنین مجاهدتی کردند، یک چنین رهاوردی برای ملت ایران داشتند چه بگویم؟ امام بالاترین حرف را به اینان زدند و فرمودند که من دست و بازوی شما را از دور می بوسم و به این بوسه افتخار می کنم. من هم فکر می کنم از این سخن بالاتر و تمجیدی بزرگ تر نیست.»
با وجود نقاط قوتِ تحسین بر انگیز، جمع بندی فتح المبین همچنان نشان می دهد که برخی قرارگاه ها با قدری تأخیر آغاز به کار کردند و به همین علت ارتباط بین آن ها ضعیف بوده است. چند تیپِ تازه تأسیس نیز به علت نداشتن تجربه ی عملیاتی لازم عملکرد متفاوتی داشتند. فرماندهان امیدوارند که این نقاط ضعف در عملیات بعدی رفع شود.
بلافاصله بعد از عملیات فتح المبین اولین گروه مستشاران آمریکایی وارد عراق می شوند و اطلاعات دقیق ماهواره ای را در مورد آرایش نظامی ایران، در اتاق جنگ صدام قرار می دهد.
ریگان تأکید می کند که این جنگ دیگر به نفع آمریکا نیست. امام قاطع تر پاسخ می دهد: «رئیس جمهور آمریکا گفته است که دیگر این جنگ را باید از بین برد، برای اینکه دیگر این جنگ به نفع آمریکا نیست. شما ببینید که این چه اقراری است که یک نفر آدم ـ رئیس جمهور یک کشورِ به اصطلاح ابر قدرت ـ چنین اقرار می کند، که جنگ تا به حال به نفع آمریکا بوده است، برای اینکه جنگ برای از بین بردن جمهوری اسلامی بوده است؛ حال که می بینیم این کار شدنی نیست و ممکن است که جمهوری اسلامی رشد زیاد بکند و سایر کشورهای مسلمان هم بیدار بشوند، پس حالا یک خطری است برای آمریکا و دیگر به نفع آمریکا نیست. حالا تقاضا کرده است از همه ی اشخاصی که دست اندرکارند، که بیایند و این جنگ را یک طوری به صلح برگردانند.»
بی.بی.سی اعلام می کند که پیروزی ایران زنگ خطری برای کشورهای منطقه است. اغلب کشورهای عربی پس از پیروزی های ایران به حمایت مالی بیشتر از صدام می پردازند. سوریه بر خلاف این موجِ رو به گسترش، لوله ی نفت عراق را که از این کشور می گذرد قطع می کند و ایران تعهد می کند که نفت مورد نیاز سوریه را تأمین کند… .








