کد خبر: 3322 | زمان مخابره: ۲۲:۳۰:۱۷ - چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۸ | بدون نظر | دفعات مشاهده : 212 بازدید | نسخه چاپی | لینک ثابت |

علیرضا دبیر : بخواهیم یا نه ، ورزش سیاسی است

یکی از ورزشکارانی که از ورزش وارد عرصه سیاست شد، علیرضا دبیر بود که در انتخابات شورای شهر سوم از سوی مردم تهران انتخاب شد. پس از پخش گلایه های محمد دادکان رئیس سابق فدراسیون فوتبال از تلویزیون به سراغ او رفتیم تا او نیز راوی مصیبت های ورزش سیاست زده باشد.

-مدیریت ورزش در دولت های فعلی و قبلی را چگونه ارزیابی می کنید؟
یک مدیر اول باید کاربلد و حرفه یی باشد و بعد ورزشکار و مدیر ورزشکار یک ایده آل است. زمانی بود که وقتی می گفتند ورزشکاران مدیریت را به دست بگیرند صدای آقایان درمی آمد که ما اصلاً ورزشکار مدیر نداریم.

اما اگر منصفانه نگاه کنیم خیلی از ورزشکاران ما هستند که توان مدیریتی بالایی دارند، اکثر ورزشکاران ما دارای تحصیلات فوق لیسانس و دکترا هستند اما جالب است که این ورزشکاران تحصیلکرده را کنار گذاشته اند و آقایان از سیاست وارد ورزش می شوند. متاسفانه در حال حاضر اکثر مدیران باشگاه ها، فدراسیون ها، حتی مدیران رده بالای سازمان تربیت بدنی سیاستمدارانی بوده اند که وارد این حیطه شده اند.

-تحلیل شما از عملکرد ورزشکارانی که وارد سیاست شده اند یا سیاستمدارانی که وارد عرصه ورزش شده اند، چیست؟
اولاً تعداد ورزشکارانی که وارد عرصه سیاست شده اند خیلی کمتر از سیاستمدارانی است که وارد حوزه ورزش شده اند. دوماً اگر عملکرد این دو دسته را با هم مقایسه کنید متوجه خواهید شد همین تعداد اندک ورزشکاران، عملکرد مثبت تری در حیطه سیاست داشته اند.

-مصیبت های سیاسی شدن ورزش از دیدگاه شما چیست؟
اول این نکته را تاکید کنم که نگاه من به این مقوله یک نگاه کلی است و ربطی به دولت فعلی یا قبلی ندارد. متاسفانه نگاه آقایان این است که ورزش عرصه یی برای جمع کردن رای است اما یادشان می رود تا کسی برای ورزش کار نکند و عرق نریزد، نمی تواند رای جمع کند. باید در ورزش ذوب شوند و کار کنند. البته تقصیری هم ندارند چون آشنایی با ورزش ندارند. در نتیجه درک شان از ورزش اشتباه است. به همین دلیل هم موفق نیستند. خیلی از آقایان نمی دانند وقتی یک فوتبالیست رباط پایش را عمل می کند یعنی چه، نمی دانند وقتی یک ورزشکار برای کم کردن وزن دو ماه رژیم می گیرد یعنی چه، نمی دانند وقتی یک تکواندوکار می گوید مچ پایم مشکل دارد یعنی چه، چون درکی از ورزش ندارند و مشکلات آن را هم نمی فهمند.

-چه چیزی باعث می شود برخی ورزشکاران نزد مردم تبدیل به یک قهرمان و پهلوان می شوند و برخی مغضوب؟ البته منظورم ورزشکارانی که وارد سیاست شده اند و چهره ورزشی شان مخدوش شده، است؟
مثلاً؟

-نمی خواهم وارد مصداق ها شوم. به هر حال مدتی است حرف و حدیث هایی در مورد برخی ورزشکاران مطرح می شود و مطمئناً شما هم در جریان هستید.
هیچ دولت، فرد یا سازمانی نمی تواند یک پهلوان را به وجود آورد. پهلوان را خود مردم انتخاب می کنند. عده یی قهرمانند و تا آخر هم قهرمان می مانند مثل خود من. من یک قهرمانم ولی هیچ وقت نتوانسته ام پهلوان شوم. پهلوان را مردم انتخاب می کنند و عنوان پهلوان را بر او می گذارند. هیچ دولت یا نهادی این قدرت را ندارد. تختی را دستگاه پهلوی پهلوان نکرد، این مردم بودند که او را پهلوان دانستند.

-به عنوان یک ورزشکار که تجربه حضور در عرصه سیاست را هم دارید، از دیدگاه شما وظیفه ورزشکاران در مقابل سیاستمداران چیست، چون بعضاً مشاهده می شود در برخی رقابت های سیاسی از ورزشکاران استفاده ابزاری و تبلیغاتی می شود؟
چند روز پیش با یکی از ورزشکاران مطرح صحبت می کردم. به ایشان گفتم شما و امثال شما مقصرید، گفتم شماها باید وارد عرصه مدیریت شوید. چرا باید مربی شوید؟ گفتم شماها که پشتوانه مردمی دارید و مردم هم شما را دوست دارند باید مدیریت را در دست بگیرید، گفتم چرا مربی می شوید که به هر بهانه یی هم عوض تان کنند. مربیگری را باید به دیگران بسپارید و مدیریت را در دست بگیرید. من معتقدم ورزشکاران باید در دوران ورزشی از لحاظ تحصیلات، فعالیت اجتماعی، اخلاقی و… روی خودشان کار کنند و بعد از اتمام دوران ورزش وارد فعالیت های مدیریتی، اجتماعی و سیاسی شوند. باید از عنوان قهرمانی به خوبی استفاده کرد.به ما می گویید چرا وارد سیاست شده اید؟

چرا نباید وارد بشویم؟ مگر دیگرانی که وارد این عرصه شده اند چه فرقی با ما دارند. من معتقدم ورزشکاران مطرح و چهره باید به این عرصه ورود کنند. این کار در مقابل مشکلات و مصائب ورزشکاری و قهرمانی اصلاً مشکل نیست. به خاطر نسل بعدی باید وارد عرصه سیاست و مدیریت شویم. حسن اش این است که در تصمیمات سخت و رادیکالی ورزشکاران می توانند این تصمیمات و فضا را تلطیف و تعدیل کنند چراکه قهرمانان قبل از هر چیز قهرمان ملی هستند و برآمده از متن جامعه.

-به طور کلی سیاسی کردن، ورزش را آسیب پذیر کرده است یا خیر؟
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ورزش سیاسی است.

-ولی مدتی است که حواشی سیاسی ورزش خیلی بیشتر از قبل شده است.
هرکس به ورزش نگاه سیاسی کند ضربه می خورد. هرکسی که کار کند در کنارش می تواند بهره برداری سیاسی هم بکند. اما اگر ورزش را وسیله و ابزار سیاسی کنیم مطمئناً نتیجه یی هم نخواهد داشت. مثلاً ما برای ریاست سازمان تربیت بدنی چهره های خیلی خوب و باتجربه یی مثل آقای دادکان داشتیم. ایشان دارای تحصیلات عالی، تجربه کافی و اخلاق ورزشکاری هستند.مطمئناً اگر ایشان و امثال ایشان مدیریت را به دست بگیرند افراد توانمند دیگری هم تمایل پیدا می کنند که وارد شوند.

اکثر ما ورزشکاران به ریاست چهارساله آقای علی آبادی نقد داشتیم. حتی به دوران فعلی هم انتقاد داریم. من امیدوارم نگاه سیاسیون به ورزش تغییر کند. ما ورزشکارانی که وارد عرصه سیاست شده ایم هم وظیفه سنگینی داریم. باید تلاش کنیم این نگرش سیاستمداران به ورزش را تغییر دهیم و این کار را هم خواهیم کرد. عملکرد شورای سوم در این مقوله شفاف و روشن است. ما در این مدت تلاش کردیم مقوله ورزش را در شورا جا بیندازیم و خوشبختانه عملکرد مثبتی هم داشته ایم.

-یعنی شما معتقدید عملکرد ورزشکارانی که وارد سیاست شده اند مثبت بوده است ولی سیاسیونی که وارد عرصه ورزش شده اند عملکرد خوبی نداشته اند؟
نه، ما سیاستمدارانی داشته ایم که وارد ورزش شده اند و عملکرد خیلی خوبی هم داشته اند و هنوز هم به نیکی از آنها یاد می شود. در حال حاضر هم سیاستمداران موفقی داریم که اگر وارد ورزش شوند مطمئناً عملکرد خوبی خواهند داشت اما اگر هدف کسب شهرت و کسب رای و تبلیغات باشد فایده یی ندارد. ورزش عرصه جذاب و هیجانی است اما یک ویژگی هم دارد، آن هم اینکه جواب خیلی ها را که سیاسی کاری می کنند با نامردی می دهد و افرادی که وارد این عرصه می شوند باید به این نکته توجه کنند.

كلمات كليدي: ,



ارسال نظر


آخرین خبرها