طرح آبیاری آزمایشی دز
یکی ازفوائد ساختمان سد روی رودخانه دز تهیه آب منظّم برای آبیاری ۱۲۵ هزار هکتار اراضی زیر سدّ بود. طبق قراردادی که با بانک جهانی برای اخذ ۴۲ میلیون دلار وام منعقد شده بود، می بایستی قبل از احداث شبکه آبرسانی برای همه ۱۲۵هزار هکتار درقسمتی از اراضی به مساحت ۲۲ هزار هکتار، متشکل از ۵۷ روستا و ۰۰۰, ۱۲ نفر جمعیت، شبکه آبرسانی احداث شود، و نیز با فراهم آوردن عوامل تولید، مانند بذر، نهال، کودشیمیائی، ماشین آلات، وام کشاورزی و غیره، ترتیبی داده شودکه کشاورزان طرح آبیاری آزمایشی ۲۲هزار هکتاری بتوانند محصول خود را تا سه برابر افزایش دهند. برای رسیدن به این هدف تعدادی از جوانان فارغ التحصیل دانشکده های کشاورزی اهواز، تهران، و خارج از کشور استخدام شدند.
ایستگاه تحقیقاتی صفی آباد
برای احداث یک ایستگاه تحقیقات عملی کشاورزی زمینی به وسعت ۲۰۰هکتار درمرکز طرح آبیاری آزمایشی دز درمحلی به نام کوتیان خریداری گردید و به پاس خدمات صفی اصفیا، مدیرعامل سازمان برنامه، صفی آباد نامیده شد. پس از تسطیح ۲۰۰ هکتار زمین، همه گیاهانی که امکان پرورش آنها درخوزستان وجود داشت کشت گردید و روی هریک از آن ها آزمایش های گوناگون انجام گرفت. بهترین نوع گیاه برای آن منطقه انتخاب و ازدیادشد و دراختیار کشاورزان قرارگرفت. بدین ترتیب، علاوه برگیاهانی که کشت آن ها رواج داشت، گیاهان دیگری مانند شبدر برسیم، علف سودان، مارچوبه، سویا، کرفس، انواع خانواده کلم، بادام زمینی، انگور یاقوتی و انواع دیگر انگور، توت فرنگی، چغندر قند، میوه های هسته ای، انواع گل و درختان زینتی کشت گردید. ماشین آلات کشاورزی از شرکت جان دیر که درمناقصه برنده شده بود خریداری شد. شرکت جان دیر موظف شد که درمحل به کارمندان طرح آموزش دهد و درشهر دزفول نمایندگی افتتاح کند و لوازم یدکی مورد نیاز کشاورزان را دراختیار داشته باشد و تعمیرات لازم را برای کشاورزان درصفی آباد، درمحلی که برای انجام این نوع تعمیرات تعیین شده بود، انجام دهد. درصفی آباد علاوه برآزمایش و تحقیق روی گیاهان، تعدادی گاو و گوسفند و مرغ نیز نگهداری می شد و روی آنها آزمایش های مختلف انجام می گرفت و نتایج آزمایش ها توسط کارشناسان کشاورزی طرح دراختیار کشاورزان قرار می گرفت. درطول سال چند بار از کشاورزان طرح دعوت می شد که از ایستگاه تحقیقاتی صفی آباد بازدید کنند و با روش های پیشرفته کشاورزی آشنا شوند. در ایستگاه تحقیقاتی صفی آباد ساختمان هائی برای آزمایشگاه خاک و دفاترکار بناشد وبرای رفاه کارشناسانی که درهمان ایستگاه کار می کردند مسکن مجهز به وسائل زندگی تهیه گردید. از آنجا که نحوه عمل بانک کشاورزی مناسب با برنامه های در دست انجام نبود، دفتری به نام واحد اعتبارات کشاورزی، با مسئولیت و اختیاراتی که بتواند پشتیبان برنامه های کشاورزی باشد و به سهولت اعتبارلازم را دراختیار کشاورزان قرار دهد، بوجود آمد. یکی از کارشناسان اقتصادی سازمان برنامه به نام نصرت گنجه ای بعنوان مسئول واحد اعتبارات کشاورزی تعیین شد که به اتفاق سرپرست واحد تولید و خدمات کشاورزی با کشاورزان طرح تماس بگیرد و پس از بررسی زمین و وضع کشاورز وام لازم را تصویب کند. برای اخذ وام به هرکشاورز یک دفترچه اعتباری داده شد که میزان وام درآن ذکر می شد وکشاورزان می توانستند با استفاده از این دفترچه کود، بذر، مواد شیمیائی برای دفع آفات ، و خدمات ماشین آلات کشاورزی دریافت دارند و پس از برداشت محصول وام خود را پرداخت کنند. وامی که به کشاورز داده می شد، بصورت کالا یا خرید خدمات بود و ازطرف کارشناسان طرح آبیاری آزمایشی دز نظارت می شد. این نوع نظارت برای اولین بار در ایران اجرا می شد. ضمنا نظارت بر وام ها از جهت دیگری نیز مهم بود، زیرا در بعضی نقاط ایران دیده شده بود که کشاورزان وام بانک کشاورزی را بجای این که به مصرف کشاورزی برسانند صرف هزینه های غیرکشاورزی می کنند. ضمنا، براساس قراردادی میان سازمان آب و برق خوزستان و بانک کشاورزی، کشاورزان می توانستند برای اخذ وام های میان مدت و یا بلندمدت از اعتبارات بانک کشاورزی استفاده کنند، ومادام که بانک مذکور بودجه و تشکیلاتی برای بررسی وضع کشاورز و نظارت در مصرف وام نداشت، این کار توسط واحد اعتبارات کشاورزی طرح آبیاری آزمایشی دز انجام می گرفت.
ترویج
پس از گذشت سه سال طرح آبیاری آزمایشی دز توانست بطور متوسط میزان جو و گندم و باقلا و برنج را به بیش از دوبرابر افزایش دهد. محصول کنجد در هکتار چهار برابر شد و با ترویج و توسعه کشت شبدربرسیم و یونجه و علف سودان کشاورزان توانستند در زمینه ائی که برای علوفه کاری تخصیص داده بودند بیش از۶۰ تن علف سبز برداشت نمایند. مزارع برنج، پس از برداشت برنج معمولا تا فصل بعد بدون استفاده می ماند. کارشناسان علوفه، با تشویق کشاورزان به کشت شبدر برسیم، پس از برداشت برنج، توانستند میزان قابل توجهی علوفه تهیه کنند. به این ترتیب، از زمینی که به مدت ۱۲ الی ۱۸ماه بی استفاده میماند، از هر هکتار نزدیک ۶۰ تن شبدر تازه برداشت می شد که به مصرف تغذیه دام می رسید. تولید شبدربرسیم هزینه بسیار کمی داشت و درآمد اضافی برای کشاورزان ایجاد کرد. طرح آبیاری آزمایشی دز با پرورش زنبورعسل درمزارع شبدربرسیم مقدار زیادی عسل تولید کرد. چون در تابستان کندوها را به خرم آباد می بردیم که از گرما در امان باشند، تعدادی ازکشاورزان خرم آباد که عسل تولید می کردند تشویق شدند کندوهای عسل خود را توسعه دهند و از وجود گل شبدر برسیم در خوزستان برای تولید عسل استفاده کنند. زنبورها به نوبه خود به تلقیح بهتر گل های شبدر کمک کردند و در نتیجه طرح آبیاری آزمایشی دز توانست مقدار کافی بذر شبدربرسیم تهیه کند و از وارد کردن این بذر از خارج بی نیاز شود. علاوه بر افزایش تولیدعلوفه، کشاورزان تشویق شدند از طریق تلقیح مصنوعی دراصلاح نژاد دام بکوشند. برای اولین بار، دام و ماکیان کشاورزان مرتباً برعلیه بیماری های گوناگون واکسینه می شدند.
راه سازی
۸۸ کیلومتر راه اصلی و فرعی احداث شد که همه روستاهای داخل طرح را به یکدیگرمتصل می کرد. این جاده ها به شاهراه اصلی خرمشهر- تهران می پیوست. درنتیجه، برای اولین بار، کشاورزان این ناحیه برای فروش محصولات خود به بازارهای دیگری دست یافتند.
بهداشت
برای مبارزه با امراض بومی، پزشک طرح در روزهای معین از مردم روستاها بازدید و برای پیشگیری و مداوا اقدام به دادن دارو و آموزش برای بهداشت و تغذیه میکرد. نکته جالب این که پزشک طرح آلمانی بود و برای این که به وضع محل آشنا شود و افراد هرده را بشناسد و از بیماری های آنها مطلع گردد، تریلی ای در اختیار داشت که مانند یک کلینیک سیار بود. دکتر مذکور به اتفاق دستیارانش، یک پزشک ایرانی به نام دکتر مجید ستایش و یک پرستار زن از اهالی یکی از روستاها، درهر روستا چند روز اقامت می کردند و پس از رسیدگی به وضع بهداشتی یک یک اهالی و معاینه پزشکی، آن ها را واکسن می زدند و داروهای مورد نیاز را میان بیماران توزیع می کردند. به این ترتیب، در سال چندبار از۵۸ دهکده طرح بازدید پزشکی به عمل می آمد و پس از چندی احصائیه کاملی از وضع بهداشتی هرده تهیه شد. این روش رسیدگی به وضع اهالی یک روستا در ایران برای اولین بار در طرح آبیاری آزمایشی دز عمل شد. در روستاهای مشمول طرح عده زیادی از مردم به چند بیماری مشترک مبتلا بودند که یکی از این بیماری ها بوسیله انگل “بیل هارزیا” ایجاد و شایع می شد. این انگل از طریق حلزون، که درآب های راکد نشوونما می کرد، به بدن انسان وارد می شد و مثانه را مورد حمله قرار می داد و دوباره همراه ادرار به زمین برمی گشت و در حلزون حیات خودرا از نو آغاز می کرد. شدت اثر بیماری ناشی از انگل “بیل هارزیا” چنان بود که کشاورز را کاملا ناتوان می کرد. خطر دیگر این انگل این بود که اگر از نمو آن پیش گیری نمی شد، ممکن بود در نواحی دیگر ایران نیز شیوع پیدا کند. زیرا گاهی تعدادی از نشاء گران برنج شمال ایران برای نشاء به خوزستان می آمدند و چنانچه این انگل را با خود به شمال ایران منتقل می کردند، بیماری ناشی از این انگل درشمال نیز اشاعه می یافت. خوشبختانه، براثر مبارزه شدیدی که ازسوی بخش بهداشت طرح، با همکاری مأموران وزارت بهداری، بعمل آمد، از شیوع این انگل جلوگیری شد. بیماری دیگری که به شدت رواج داشت و سلامت اهالی روستاهای طرح آبیاری آزمایشی را تهدید می کرد، تراخم بود. براثر فعالیت های بهداشتی که با همکاری سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی انجام شد، تعداد زیادی از بیمارانی که تراخم آن ها قابل مداوا بود، معالجه شدند و از پیشرفت تراخم جلوگیری شد. کمبود مواد پروتئین درکودکان باعث عدم رشد کامل و ضعف قوای ذهنی آنان شده بود. پس از اجرای برنامه ای برای تغذیه بهتر از طریق دادن پودر سویا جهت تامین پروتئین رشد قابل ملاحظه درکودکان ملاحظه شد. کشاورزان را تشویق کردیم در قسمت کوچکی از مزرعه خود انواع سبزی بخصوص نخود و لوبیا و باقلا و سویا برای تغذیه کودکان خود کشت نمایند.
آموزش
برنامه آموزشی طرح آبیاری آزمایشی دز را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: آموزش مردم روستاهای منطقه، و آموزش کارکنان طرح. درمورد اول، به منظور بالا بردن سطح دانش کودکان و بزرگسالان، طرح آبیاری آزمایشی با کمک وزارت آموزش و پرورش در هرمنطقه، بادرنظرگرفتن جمعیت و سایر ویژگی ها، تعدادی مدرسه شش کلاسه تاسیس کرده بود. پس ازتشکیل سپاه دانش، از سپاهیان نیز برای آموزش کشاورزان منطقه استفاده می شد. همانطوری که قبلا گفته شد درطول سال از کشاورزان هر منطقه طرح دعوت بعمل می آمد که از ایستگاه صفی آباد بازدید کنند. درایستگاه مذکورکشاورزان با گیاهانی که کشت شده و بطور نشتی آبیاری می شدند، و نیز با انواع ماکیان ودام وغذا وطرز نگهداری آنها آشنا می شدند. بدین ترتیب کشاورزان نتیجه کشاورزی پیشرفته را به چشم خود می دیدند. نکته ای که برای کشاورزان بسیار جالب بود دیدن نسبت مستقیم و مثبت رشد گندم وجو با میزان کود شیمیائی بود. برای کارکنان طرح، برنامه های گوناگون آموزشی، در داخل و خارج کشور، از آن جمله شرکت درسمینارها، دیدن دوره های فنی و مدیریت، و بازدید ازطرح های کشاورزی و دامداری ترتیب داده می شد. امّا مهمترین برنامه آموزشی کارکنان طرح، آموزش حین خدمت بود که توسط کارشناسان خارجی و مدیران ایرانی سازمان و نیز مدیران و کارشناسان دیگر سازمان های تخصصّی کشور انجام می گرفت. اولین رئیس ایرانی طرح آبیاری دز که مهندس علی اصغر اژدری بود نقش مهمی در این برنامه آموزشی داشت. او با تجربه ای که درامر ماشین آلات کشاورزی و تدریس داشت توانست این برنامه را بنحو خوبی انجام دهد، یکی از ویژگی های او این بود که از کار کردن با دست ابا نمی کرد و در مواقع لازم شخصا ماشین آلات را تعمیر می کرد. من بارها او را با سر و صورت و لباس روغنی در کارگاه ماشین آلات مشغول می دیدم. این طرز کار مهندس اژدری سرمشق کارکنان دیگر طرح بود. کارکنان فنی طرح درجلسات برنامه ریزی کشاورزی، که من نیز در اکثرآن هاحضور داشتم، شرکت می کردند و قبل از شروع کشت هر فصل برنامه جامعی برای کشت فصل درنظر گرفته می شد. طرح آبیاری آزمایشی دز به هفت منطقه تقسیم شده بود که هریک سرپرستی داشت که وظیفه اش کمک به افزایش تولید کشاورزان از راه های گوناگون، به ویژه از طریق آموزش روش های نوین کشاورزی، بود. سرپرست هرمنطقه با همکاری کشاورزان نیازهای آنان را بررسی و برنامه کشت را مشخص می کرد. دراین برنامه عواملی مانند میزان کشت هرمنطقه، بذر، کودشیمیائی، مواد شیمیائی برای دفع آفات، میزان آب، ماشین آلات ضروری برای کشت و داشت و برداشت محصول، تعداد دام و ماکیان و بازار فروش محصول درنظر گرفته می شد. پس از تعیین برنامه کشت فصل، سرپرستان موظف بودند با همکاری رئیس واحد خدمات تولید کشاورزی و کشاورزان هرمنطقه در اجرای صحیح برنامه نظارت کنند. اولین رئیس ایرانی این واحد، مهندس هدایت طبیب، یکی از اولین کارکنان طرح بود. طبیب جوانی بود لایق و با پشت کار. او درسال۱۳۵۴ رئیس طرح آبیاری دز شد.
مشکلات کار
یکی از مسائل طرح آبیاری آزمایشی دز این بود که اکثر سازمان های دولتی خود را نسبت به طرح بیگانه می دانستند و به علل مختلف آن طوری که باید همکاری نمی کردند. علت وجودی طرح آبیاری آزمایشی دز این بود که تمام امور عمرانی مانند جاده سازی، بهداشت، کانال سازی، آموزش ابتدائی و ایجاد مدرسه، احداث ایستگاه تحقیقاتی و سایر نیازمندی های تولیدکشاورزی در چارچوب یک برنامه جامع و وابسته بهم انجام گیرد. به همین جهت دولت بودجه و نیروی انسانی کافی در اختیار سازمان گذاشته بود. با این که این امور بطور موقت و نمونه انجام می گرفت، معهذا دستگاه های دولتی معترض بودند که سازمان در کارهای آن ها دخالت می کند. هرچه به آنها گفته می شد که این برنامه آزمایشی است و لازم است کلیه امور عمرانی برای همآهنگی تحت نظر یک سازمان انجام گیرد، و بودجه ای که برای طرح تنظیم شده به تصویب سازمان برنامه رسیده است نیز موید همین مطلب است، و بالاخره وقتی طرح کامل شد اداره هرقسمت آن به دستگاه های مربوط دولتی واگذار خواهدشد، سودی نداشت. اعتراض های بی پایه دستگاه های دولتی بجائی رسید که عدهای ازکارشناسان سازمان برنامه مامور شدند که از طرح آبیاری آزمایشی دز بازدید و نسبت به انجام کارهای عمرانی اظهار نظر کنند. بعد از این که کارشناسان امر به دزفول رفتند و از محل بازدید نموده و گزارش خود را ارائه دادند، جلسه ای دردفتر صفی اصفیا مدیرعامل سازمان برنامه با حضور کارشناسان امر و مسئولان مربوط سازمان برگزارشد. پس از مذاکرات مفصل، مدیرعامل سازمان برنامه تصویب کرد که سازمان آب و برق خوزستان کمافی السابق تا خاتمه کار طرح آبیاری دز رأسا به اداره امور مربوط بپردازد. باید گفته شود که با شکیبائی و ملایمت به تدریج نزدیکی بیشتری با کارکنان سایر دستگاههای دولتی ایجاد شد و همکاری آنان جلب گردید. مشکل دیگر درشروع عملیات عمرانی مالکان اراضی بودند. بسیاری از آن ها فکر می کردند که طرحی که توسط سازمان آب و برق خوزستان انجام می شود از نفوذ آنان درمنطقه خواهد کاست. به همین جهت بعضی از مالکان ازطریق ارسال نامه به مقامات رسمی و حتی به بانک جهانی و خراب کردن ذهن کشاورزان سعی می کردند اجرای برنامه عمرانی را به تاخیر بیندازند. برای مثال گاهی جلوی کار پیمانکاران جاده سازی و یا کانالکشی را می گرفتند یا، همان طوری که گفته شد، به کشاورزان می گفتند از دادن کود شیمیائی اوره، به مزارع خودداری کنند، زیرا این کود ماده ای شیطانی است و مزارع آن ها را بی برکت می کند. مسئله اساسی دیگر کارشناسان بانک جهانی بودندکه، با تمام هزینه ای که برای سد و کانال کشی شده بود، راضی نمی شدند که شبکه آبرسانی توسعه یابد و همه ۱۲۵ هزار هکتار را دربرگیرد. خوشبختانه پس ازمدتی مسئولان امر، وقتی مشاهده کردند درصورتی که برنامه توسعه نیابد از اراضی قابل کشت استفاده نخواهد شد و آب پشت سد بی مصرف خواهد ماند، تصمیم گرفتند با وجود اعتراض بانک جهانی شبکه آبرسانی را توسعه دهند.
طرح نیشکر هفت تپه برنامه احیاء کشت نیشکر درخوزستان درحوالی سال ۱۳۰۹ در نزدیکی اهواز شروع شد، ولی چون اراضی ای که درآن نیشکر کشت شده بود قلیائی بود و شست و شو نشده بود، نتیجه مطلوب حاصل نگردید. درسال ۱۳۳۲ سازمان خواروبار جهانی(FAO) به این نتیجه رسید که اراضی خوزستان برای کشت نیشکر مناسب نیست و صرف هزینه برای کشت نیشکر دراین اراضی بیهوده است. مقارن همان ایام، شرکت ژاپنی ای پیشنهاد کرد که مزرعه نیشکر بصورت نمونه به وسعت ۲۵۰۰ هکتار و آسیابی برای خردکردن هزار تن نی در روز احداث کند و اگر طرح نمونه موفق شد، کشت نیشکر در ۶۶ هزار هکتار گسترش داده شود و کارخانه ای با ظرفیت تهیه ۲۰۰ هزار تن شکر درسال ساخته شود. سازمان برنامه از شرکت عمران و منابع خواست که گزارش سال ۱۳۳۲ سازمان خوارو بار جهانی و گزارش شرکت ژاپنی را مطالعه کند و نظر بدهد. شرکت عمران و منابع در سال ۱۳۳۷ پس از مطالعه گزارش نامبرده و اظهار نظر دکتر کارلوس شاردون (Carlos Chardone)، که از کارشناسان مشهور نیشکر درجهان بود، اعلام کرد که کشت نیشکر در اراضی شمال خوزستان، نزدیک شوش، امکان پذیر است، و پس ازمدتی مطالعه روی زمین های مناسب برای تولید نیشکر زمینی به وسعت ده هزار هکتار درجنوب شرقی شوش، زیرطرح آبیاری دز بین رودخانه های کرخه و دز، انتخاب کرد. سازمان برنامه این اراضی را از مالکینش، نظام السلطنه مافی، شیخ خلف حیدری، و یک نفر از ایل سگوند، خرید. اجرای طرح نیشکر درخوزستان از طرف شرکت عمران ومنابع به شرکت رالف پارسونز (Ralph Parsons) لس انجلس با مشارکت شرکت بروئر(Brewer)، که مرکز آن درهاوائی بود و مزارع بزرگ نیشکر و کارخانه قند دراختیار داشت، واگذارگردید ودرسال ۱۳۴۰شرکت بروئرمستقیما مجری طرح شد. طرح اولیه نیشکر شامل کشت نیشکر در۵هزارهکتار وساختن کارخانه جهت خردکردن۰۰۰, ۳ تن نیشکر درروز وتولید سی هزار تن شکرتصفیه شده درسال بود. برای تعیین گونه های مناسب نیشکر، بیش از یک صد گونه قلمه نیشکر ازکشورهای پاکستان، هندوستان، افریقای جنوبی و امریکا مورد آزمایش قرارگرفت وچندگونه مناسب انتخاب و ازدیاد شد. بدین ترتیب پس از ۸۰۰ سال، درسال ۱۳۴۰ برای اولین بار،۰۰۰ ,۱۲ تن شکر مرغوب از نیشکرخوزستان بدست آمد. ولی، براثر پائین بودن محصول درهکتار، میزان پیش بینی اولیه که تولید ۰۰۰, ۱۵ تن شکر بود بدست نیامد. درسال ۱۳۴۳ سطح زیر کشت به بیش از ۰۰۰ ,۴ هکتار رسید، امّا با وجود افزایش شکرکارائی تولید به میزان پیش بینی شده نرسید. علل آن را می توان بشرح زیرخلاصه نمود.
-۱ کارشناسان خارجی تجربه کافی برای کشت آبی درشرائط خوزستان نداشتند.
-۲ شیوه شست وشوی زمین برای پائین آوردن میزان نمک خاک به گونه صحیح انجام نگرفته بود.
-۳ درباره گونه های زود رس نیشکر مقاوم به سرما و دارای بازدهی بالا بررسی کامل انجام نگرفته بود.
درمدتی که شرکت های پارسونز و بروئر مجری طرح بودند، همان طور که قبلا گفته شد، سازمان می کوشید که تحصیل کرده های جوان ایرانی از دانشگاه های داخلی وخارجی به استخدام طرح نیشکر درآیند تا بدین طریق هم به تدریج کادری برای طرح تهیه شود و هم سازمان بتواند ایرانیان جوان را جایگزین کارشناسان خارجی کند. از آنجا که پیش بینی های شرکت بروئر درباره میزان برداشت نیشکردرهکتارچندبار اشتباه از آب درآمد، و ضمنا برنامه جدی برای تربیت کادر فنی ایرانی از طرف شرکت بروئر بعمل نیامده بود، سازمان به شرکت عمران و منابع اطلاع داد که به هیچ وجه از طرز کار شرکت بروئر راضی نیست. ما،دراثرمطالعاتی که باهمکاری دکترکوبی شوجی(Kobe Shoji)، یکی ازکارشناسان بنام نیشکر که در استخدام شرکت بروئر بود، انجام داده بودیم می دانستیم که امکان افزایش تولید محصول درهر هکتار وجود دارد. امّا رئیس طرح نیشکر دست آوردهای رئیس قسمت پژوهش های طرح، یعنی کوبی شوجی (Kobe Shoji)، راکه کارمندش بود درنظر نمی گرفت. با توجه به مراتب فوق به شرکت عمران و منابع اطلاع داده شد که به قرارداد شرکت بروئر خاتمه داده شود. شرکت عمران و منابع با خلع ید شرکت بروئر موافق نبود، لذا اقدامی جدّی برای پیدا نمودن شرکت دیگری که بتواند این کار را انجام دهد نکرد. به ناچار سازمان رأسا با تحقیق و اعلان در روزنامه های بین المللی با چند شرکت خارجی تماس گرفت و از یکی از آن ها دعوت کرد که برای بازدید از طرح نیشکر و ارائه پیشنهاد به ایران بیاید. بدین ترتیب شرکتی هلندی که تجربه زیادی در کشت نیشکر در افریقا داشت به ایران آمد. این شرکت پس از مدتی مطالعه پیشنهادی برای انجام کار به سازمان داد. سازمان نتیجه مطالعات شرکت هلندی را به شرکت عمران و منابع اطلاع داد که مراتب را به اطلاع شرکت بروئر که در انتظار نتیجه مذاکرات سازمان با شرکت هلندی بود برساند. شرکت بروئر که به هیچ وجه نمی خواست قرارداد خود را از دست بدهد حاضر شد با سازمان در همه زمینه ها همکاری کند، و از سازمان درخواست کرد که مدتی به او وقت داده شود که پیشنهاد خود را ارائه کند. سازمان با این پیشنهاد موافقت کرد، چون، اگرچه پیشنهاد شرکت هلندی از نظر هزینه در حدود ۳۰ درصد از شرکت بروئر کمتر بود، امّا نکاتی درآن مورد پسند سازمان نبود. از سوی دیگر، جابجا کردن کارمندان خارجی و فسخ قراردادشان مستلزم هزینه های اضافی بود که بیش از مبلغ صرفه جوئی هائی بود که در پیشنهاد هلندی ها منظور شده بود. پس ازمدتی شرکت بروئر توسط شرکت تابعه اش (Hawaiian Agronomics International) پیشنهاد بسیار مناسبی برای ادامه برنامه طرح نیشکر هفت تپه داد و قبول نمود با هزینه کمتر از شرکت هلندی کار را انجام دهد. با درنظرگرفتن این که کارشناسان شرکت بروئر پس از چند سال کار درخوزستان تجربه زیادی در کشت و داشت و برداشت نیشکر پیدا کرده و به شرائط کار آشنا بودند، و از طرفی پیشنهادشان از نظر برنامه ریزی بهتر از پیشنهاد شرکت هلندی بود، پس از جرح و تعدیل و گنجانیدن ماده ای به این عنوان که اگر بهردلیلی، حتی بلیه آسمانی، میزان محصول شکردر سال ۱۳۴۳ از۰۰۰, ۱۸ تن کمترشود هیچ گونه وجهی بابت حق الزحمه که۰۰۰, ۲۰۰ دلار درسال بود پرداخت نخواهد شد، متن قرارداد را برای اطلاع نزد والتن سیمور، (Walton Seymour) که معاون صنعتی شرکت عمران و منابع نیویورک بود، فرستادیم. سیمور وقتی متوجه ماده فوق شد گفت اگر شرکت (Hawaiian Agronomics International) این قرارداد را امضاء کند، دیوانه است.(They are nuts) شرکت مذکور با ماده فوق و اصلاحیه هائی که سازمان بعمل آورده بود موافقت کرد و کار خود را شروع نموده و برنامه ای برای شستوشوی اراضی، نصب زه کش های تنبوشه ای در مزارع، و بکار بردن گونه های بهتر نیشکر تنظیم کرد. کارهای لازم براساس قرارداد و برنامه تنظیمی بنحو احسن انجام گرفت. در اینجا لازم می دانم از زحماتی که همکارم آقای کورس رجالی در تهیه قرارداد و شرکت در مذاکرات با مقامات شرکت هاوائین اگرنومیکس کشید یاد کنم. ابتدا پیش بینی می شد که در سال ۱۹۶۴/۱۳۴۳ بیست هزار تن (۰۰۰, ۲۰ تن) شکر تولید شود. متاسفانه در زمستان آن سال یخ بندان بی سابقه ای درخوزستان شد و قسمت زیادی از مزارع نیشکر یخ زدند و محصول آن سال۰۰۰،۱۵تن شکر تجاوز نکرد. درنتیجه، طرح متضرر شد و شرکت Hawaiian Agronomics نیز، با وجود این که تقصیری نداشت، براثر ماده ای که در قرارداد گنجانیده شده بود نتوانست۲۰۰هزار دلار حق الزحمه خود را بگیرد. امّا عملیات کشت و داشت و برداشت نیشکرروز بروز بهتر شد. درسال ۱۹۶۵/۱۳۴۴ براثر مساعی کارکنان داخلی و خارجی و بالا رفتن کارآئی تولید، نیشکر کافی برای تهیه ۰۰۰, ۳۰ تن شکر درسال تولید شد. چون معلوم شد که می توان از همان سطح ۰۰۰, ۵ هکتار نیشکر لازم را برای تولید ۰۰۰, ۵۰ تن شکر درسال تهیه کرد، ظرفیت تولید کارخانه شکر را افزایش دادیم. پس از مدت کوتاهی طرح نیشکر به ده هزار هکتار توسعه داده شد و ظرفیت کارخانه به ۰۰۰, ۱۰۰ تن شکر درسال افزایش یافت. دراین جا لازم است گفته شود که بازده مزارع نیشکر درسال بطور متوسط به ۱۳۰ تن در هکتار رسید و این بزرگترین بازده تولید نیشکر آبی در یک دوران رشد ۱۱ماهه در دنیا بود. وقتی شرکت پارسونز، عهده دار اجرای طرح بود، تعداد کارمندان ایرانی طرح که تحصیلات دانشگاهی داشتند از سه نفر تجاوز نمی کرد. این سه نفر هم نقش مهمی در اداره امور نداشتند. کارشناسان خارجی مسئول کلیه مشاغل عمده بودند. درآن موقع حتی راننده تراکتور خارجی بود. با این که شرکت عمران و منابع از شرکت پارسونز خواسته بود که کارشناسان ایرانی را تربیت کند، شرکت دراین مورد به بهانه این که درحال سازندگی است به درخواست شرکت عمران و منابع چندان وقعی نگذاشته بود. درموقع تجدید قرارداد با شرکت Hawaiian Agronomics، که از شرکت های تابعه شرکت بروئر بود، موادی گنجانیده شد که شرکت مذکور را موظف می کرد که کارمندان ایرانی را برای عهده دار شدن امور مختلف طرح تربیت کند. بدین ترتیب از همان ابتدای اجرای قرارداد تعدادی ازتحصیل کرده های ایرانی دررشته های کشاورزی، مهندسی مکانیک، برق، حسابداری و امور اداری، که به زبان انگلیسی نیزمسلط بودند، به طرح نیشکر هفت تپه معرفیشدند. ازجیمز بی تی (James Beaty) ، رئیس طرح نیشکر و نماینده شرکت Hawaiian Agronomics، خواسته شد که ترتیبی دهد که برای هر کاری که یک کارشناس خارجی عهده دار است، یک ایرانی به عنوان معاون درحال آموزش به کار گمارده شود. ضمنا کارکنان طرح را برای تربیت در رشته های مختلف به هاوائی و دیگر نقاط آمریکا و استرالیا اعزام داشتیم و همچنین از مدیران با تجربه خارجی و داخلی دعوت کردیم که برای کارکنان طرح کلاس های فشرده مدیریت تنظیم کنند. بدین ترتیب تا سال ۱۹۶۵/۱۳۴۴ ایرانیان در رشته های کشت و داشت و برداشت نیشکر، تولید و تصفیه شکر، تعمیر ماشین آلات، رانندگی تراکتور و ماشین های سنگین تربیت گردیدند، و اداره طرح نیشکربدست ایرانیان افتاد. باید گفته شود موفقیتی که برای اداره طرح نیشکر توسط کارشناسان ایرانی نصیب سازمان شد براثر کوشش و پشتکار کلیه کارکنان ایرانی طرح بود که می کوشیدند به جزئیات کار آشنا شوند تاخودشان بتوانند روزی رأساً کار را بدست گیرند. دراین زمینه باید بطور اخص از نادر حکیمی و علی اصغر شرکت نام برد. این دو در ایجاد کار گروهی سهم بسزائی داشتند و توانستند از بدو خدمت در طرح نیشکر به مراحل مختلف صنعت قند سازی و کشت و داشت و برداشت نیشکر آشنا شوند و از جزئیات امور اجرائی طرح سازمان را آگاه سازند. مهندس نادر حکیمی از طرف سازمان بعنوان معاون کارخانه قندسازی درحال کارآموزی و مهندس شرکت بعنوان معاون قسمت مزارع نیشکر در حال کارآموزی به طرح نیشکر معرفی شدند و توانستند درمدت بسیار کوتاهی با لیاقتی که داشتند ازطرف مجریان خارجی طرح به مراحل مختلف مدیریت ترقی داده شوند و سر انجام از طرف سازمان به ترتیب به عنوان رئیس و معاون طرح نیشکر تعیین شوند. دراین جا همچنین لازم است از وین ریچاردسن جونیور Wayne Richardson, Jr. رئیس شرکت هاوائین اگرونومیکس، که با نهایت صداقت در پیشبرد هدف سازمان همکاری نمود، یاد کرد.
فرآورده های فرعی طرح نیشکر – مُلاس (Molasses)،یا شیره قند، و با گاس (bagasse) ، یا تفاله نیشکر، از فرآورده های فرعی کشت نیشکر هستند. ملاس شیره ای است که پس از گرفتن قند نیشکر یاقی می ماند. دراین شیره هنوز میزان زیادی قند موجود است که استخراج آن اقتصادی نیست. اما ملاس موارد استفاده دیگر دارد. در درست کردن رام (Rum)به کار میرود. از آنجا که ویژگی های غذائی قابل ملاحظه ای دارد، آن را با غذاهای دیگر انسانی و دامی مخلوط می کنند. ملاس همچنین برای معطر کردن تنباکو و نیز صنایع آرایشی مورد استفاده قرار می گیرد. درطرح نیشکر هفت تپه کارشناسان خارجی دائما درنگهداری و انبار کردن مُلاس مشکل داشتند و ترتیبی برای فروش آن نداده بودند. بجای فروش ملاس آن را در روی جاده های خاکی می پاشیدند که از گردو خاک جلوگیری شود. البته تا وقتی که ملاس بفروش نرفته بود، این عمل مفیدی بود، و از این که آن را در رودخانه بریزند و آب رودخانه را آلوده کنند، بهتر بود، ولی از نظر اقتصادی کار صحیحی نبود. پس از مدتی یک کارخانه ودکاسازی در خرمشهر مقداری از ملاس را به عنوان نمونه به خرمشهر برد و مورد آزمایش قرار داد و سپس پیشنهادی برای خرید چند تن از آن به قیمت هرتن ۶ دلار تحویل خرمشهر به سازمان ارائه داد که این مبلغی ناچیز بود. درنتیجه، درخلال این امر، سازمان ملاس را به مزایده بین المللی و داخلی گذاشت. برنده مزایده برای هرتن ملاس تحویل کشتی در بندر شاپور ۲۸ دلار قیمت داده بود، که، پس از هزینه های تحویل، مقدار قابل ملاحظه ای برای سازمان استفاده داشت. بدین ترتیب هرسال بجای ریختن ملاس روی جاده های هفت تپه، ملاس به بازارهای بین المللی عرضه می شد.
باگاس – پس از خرد کردن نیشکر و گرفتن عصاره آن، تفاله ای باقی می ماند که باگاس نامیده می شود. از الیاف باگاس برای ساختن کاغذ استفاده می شود. از خود باگاس می توان با مخلوط کردن آن با ملاس و مواد شیمیائی غذای دام تولید نمود. برای تولید کاغذ از باگاس بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران مطالعات زیادی انجام داده بود و کمک نموده بود شرکتی برای تولید کاغذ به نام شرکت سهامی کاغذ پارس تشکیل گردد. پس از مذاکرات درباره تعیین قیمت باگاس قراردادی با شرکت سهامی کاغذ پارس منعقد گردید. قیمت باگاس براساس قیمت سوخت تعیین شد، چون تا قبل از احداث صنعت کاغذ سازی از باگاس به عنوان سوخت کارخانه استفاده می شد. بدین ترتیب در جوار طرح نیشکر طرح صنعتی دیگری برای تولید کاغذ بنام شرکت کاغذ پارس احداث شد که سالانه ۳۰ هزار تن کاغذ سفید تولید می کرد.
مسائل طرح
-۱ بالا بودن نمک خاک – متوسط pH خاک در هفت تپه درحدود ۸ بود که برای رشد نیشکر مناسب نیست و مقداری از مواد غذائی خاک در این pH نایاب میشود. به همین جهت میزان محصول کاهش مییابد. برای رفع این مشکل طرح نیشکر ناچار بود چند روزی با آب زیاد زمین را شست و شو دهد و برای مزارع زه کش تنبوشه ای زیر خاک نصب نماید که املاح زمین بدین طریق کشیده شود.
-۲ برداشت نیشکر-در هفت تپه به تصور این که برداشت نیشکر با ماشین دروکن میسر است دو دروکن عظیم از طرف شرکت بروئر خریداری گردیده بود. ولی پس از مدتی معلوم شد چون نیشکر درشیار کاشته می شود وجود پشته باعث می شود ماشین دروکن نیشکر درحدود ۲۰سانتی متر از ساقه را در زمین باقی بگذارد. درحالی که میزان زیادی شکر نیشکر در همین ۲۰ سانتی متر است. پس از ملاحظه این مشکل قرار شد برای درو از کارگر استفاده شود. شیخ خلف حیدری، که قسمتی از اراضی طرح نیشکر از او خریداری شده بود و روی کارگران کشاورزی محل نفوذ داشت، پیشنهاد داد که کارگران دروکن را او در اختیار طرح خواهد گذاشت. بدین ترتیب باوی قراردادی منعقد شد. در اینجا لازم است یاد شود که درآن زمان هنوز قانون اصلاحات ارضی به مرحله اجرا در نیامده بود و کارگرانی که در جوار طرح موجود بودند اکثرا در زمین های شیخ خلف کار می کردند و بهمین جهت شیخ خلف به شرکت بروئر پیشنهاد تهیه کارگر را داده بود.
درابتدا چون کارگران از درو نیشکر اطلاعی نداشتند بصورت ابتدائی نیشکر را درومی کردند و حداکثر بازده یک کارگر یک تن نیشکر در روز بود که از حد نصاب درو بین المللی پائین تر بود. مضافا، از آنجا که دوران رشد نیشکردرخوزستان ۱۱ ماه بود و درنتیجه می بایستی نیشکر را در مدت محدودی درو کرد تا براثر گرمای هوا شیره نیشکر ترش نشود، بازدهی کارگران طرح به هیچ وجه با محدودیت زمان برداشت سازگاری نداشت. به ناچار، برای آموزش کارگران به طرز صحیح درو کردن نیشکر، یک کشاورز نیشکر استرالیائی راکه خود یک مزرعه کوچک نیشکر داشت برای مدت دوماه استخدام کردیم. این کشاورز استرالیائی قدی داشت در حدود دومتر با اندامی ورزیده. او روزی سه بار گوشت با سیب زمینی و سبزی های مختلف می خورد و میزان کالری که در یک روز مصرف می کرد شاید معادل کالری بود که یک کارگر دروکن نیشکر خوزستانی در مدت یک هفته مصرف می کرد. او به تنهائی در روز ۲۵ الی ۳۰ تن نیشکر درو می کرد و این کار را بقدری آهسته و منظم انجام می داد که تماشائی بود. اولین کاری که او کرد داس نیشکربری را تغییر داد. داس جدید سبک تر و کوچکتر از داس قبلی بود و بُریدن نیشکر با آن آسانتر بود. کارگران دروکن نیشکر، پس از مدت کوتاهی که طرز درو کردن صحیح نیشکر را آموختند، بطور متوسط ۵ تن نیشکر در روز درو می کردند و بعضی از آنان که مهارت بیشتری پیدا کرده بودند تا روزی ۱۲ تن نیشکر درو می کردند. بدین ترتیب قسمتی از مشکل درو برطرف شد. مشکل دیگری که پیدا شد این بود که باوجود این که درموقع عقد قرارداد با شیخ خلف جهت تهیه کارگر دروکن نیشکر به او گفته شده بود که باید مزد کارگران را منظماً پرداخت کند، معهذا کارگران شکایت میکردند که شیخ خلف مزد ما را پرداخت نمی کند. وقتی درباره این مشکل با شیخ خلف صحبت شد او به کارگران گفت داس های خود را تحویل بدهید و مزد خود را دریافت دارید. درموقع تحویل داس ها عده ای که ازطرف شیخ خلف مأمور تحویل گرفتن بودند پس از این که داس ها را از کارگران دروکن تحویل گرفتند با داس به کارگران حمله و تعداد زیادی از آن ها را زخمی کردند. پس از این واقعه ماموران ژاندارمری تعدادی از فرزندان شیخ خلف را که دراین کار دست داشتند و کسان دیگری را که کارگران را زخمی کرده بودند بازداشت کردند و قرارداد با شیخ خلف لغو گردید. از آن پس کارگران دروکن بطور موقت و روزمزد در زمان درو نیشکر به استخدام مستقیم طرح درآمدند.
-۳گراز و خسارت به مزارع نیشکر- یکی دیگر از مشکلات طرح ضرری بود که گراز به طرح نیشکر میزد. مزارع نیشکر محصور نبودند و در نتیجه گراز به آسانی وارد مزرعه می گردید و از نیشکر تغذیه می کرد. بدین ترتیب خسارت زیادی متوجه طرح می شد. برای رفع این مشکل با کارگران و کارکنان طرح قرار گذاشته شد که هرکسی گرازی شکار کند و دم آن را تحویل دهد بابت هر دم مبلغی به او پرداخت خواهد شد. با این روش اگرچه کارگران تعداد زیادی گراز را کشتند ولی چاره اساسی نشد. (نکته جالب این که مزارع نیشکر آماده برداشت آتش زده می شدند تا برگ نی سوزانیده شود و برای درو آماده گردد. با آتش گرفتن مزرعه گرازها فرار می کردندوبعضی از کارگران دم گراز درحال فرار را با داس درو می بریدند و پاداش را می گرفتند بی آن که گرازی کُشته شده باشد.) به ناچار پس از مدتی مطالعه اطراف طرح با سیم خاردار محصور گردید و میزان قابل توجهی از ضرر کاسته شد.
-۴ سرمازدگی – حرارت منهای یک درجه سانتیگراد ظرف ۲۴ ساعت به نیشکر صدمه می زند و علاپم آن بخوبی مشخص می گردد و وقتی درجه برودت به منهای ۲ الی منهای چهاردرجه سانتیگراد می رسد جوانه های نیشکر صدمه خواهند خورد و بازدهی نیشکر پائین خواهد آمد. درسال ۱۳۴۳ براثر یخ بندان شدید و بی سابقه درجه برودت درمزارع نیشکر به مدت طولانی به منهای هفت و نیم درجه سانتیگراد رسید و باعث از بین رفتن تقریباً پنج هزار تن شکر شد. خوشبختانه با بررسی های متمادی که طی چند سال انجام گرفت کارشناسان تحقیقاتی طرح توانستند گونه هائی که به سرما مقاومت بیشتری دارند انتخاب کنند و روش هائی در کشت و داشت و برداشت اتخاذ کنند که از خطر سرمازدگی تا اندازه زیادی کاسته گردد.
پایان کار – عبدالرضا انصاری سازمان آب و برق خوزستان متدرجا بر پایه محکمی استوار شد و جای شایسته خود را در بین تشکیلات دولتی پیدا کرد. درسال ۱۳۴۵ سازمان با داشتن افرادی لایق و کاردان در سطح استان از موقعیت ممتازی برخوردار بود و درسطح کشوردر ردیف یکی از کار آمد ترین سازمان های دولتی بشمارمی آمد، به طوری که تشکیلات اداری و رویه های مدیریت و دستور العمل های سازمان الگوئی برای موسساتی که ماموریت های مشابهی داشتند شده بود. سد دز ساخته شده بود و افراد ایرانی آنرا اداره می کردند. مطالعات فنی ایجاد سد کارون در شمال شوشتر ومارون در شمال بهبهان شروع شده بود و فارغ از مشکلاتی که در سال های اولیه برای سد دز وجود داشت، هریک از این دوطرح مسیر طبیعی خود را طی می کرد. شبکه برق شهرهای خوزستان و برق کارخانجات روز بروز درحال توسعه بود و تماماً توسط کارشناسان ایرانی طرح ریزی و اجرا می شد و در هیچ نقطه کسی از سرویس برق شکایت نداشت. طرح شبکه کامل آبیاری سد دز آماده شده و بتدریج طبق برنامه پیش می رفت و نهرهای آبیاری هرروز در حال توسعه بود و زمین های جدیدی را در بر می گرفت. گزارش های مامورین سازمان در طرح آبیاری بجای شرح درگیری با مخالفین و مزاحمین بیشتر درباره کشت محصولات جدید و بارآوری بیشتر محصولات سنتی بود. بخاطردارم مهندس علی اصغر اژدری مسئول طرح آبیاری دز با چه افتخار و خوشحالی گزارش می داد که بازده بعضی ازمزارع کشت گندم به حدودچهار تن در هکتار رسیده و نهال های انگور یاقوتی که برای اولین بار در ناحیه دزفول کاشته شده پس از مدت کوتاهی نوبر داده است و در موقع گزارش دادن حالت این را داشت که یک میلیون دلار به او جائزه داده باشند. همین مهندس اژدری، که تحصیلات عالی خود را در انگلستان تمام کرده و متخصص ماشین آلات کشاورزی بود، وقتی سابقا کفالت دانشکده کشاورزی در ملاثانی خوزستان را بعهده داشت همیشه ازکاغذ بازی وکندی کارشکوه می کرد و نمی دانست سرنوشت جوانانی که تربیت می کند چه خواهد بود. ولی حال اظهار اطمینان می کرد که تحصیل کرده های کشاورزی، متناسب با کوشش و استعدادشان، آینده درخشانی در کشاورزی خوزستان خواهند داشت. مزارع سر سبز نیشکر در بیش از پنج هزار هکتار گسترش پیدا کرده و بازده آن در حدود بازده بهترین مزارع نیشکر دنیا بود. دراین مزارع، که حالت زراعت محلی به خود گرفته بود، از هر متر مربع زمین یک کیلو شکر در سال برداشت می شد و همه جا صحبت از گسترش روز افزون این نوع زراعت بود. رئیس طرح نیشکر، مهندس نادر حکیمی، که همکاران شایسته ای بدور خود جمع کرده بود و تعداد کارشناسان خارجی در هفت تپه را از ۶۵ نفر به شش نفر تقلیل داده بود، می گفت چون کار احیای کشت نیشکر انجام شده و طرح اولیه به هدف های خود رسیده است، می خواهد به کارهای دیگری دست زند و خدمات دیگری به کشور ارائه دهد. وی می گفت با رفتن او و جانشین شدن مهندس علی اصغر شرکت آب از آب تکان نخواهد خورد و لطمه ای به پیشرفت طرح وارد نخواهد شد. گوردون کلاپ چند سال پیش فوت کرده و لیلیانتال نیز به علت سالخوردگی فعالیت خود را در شرکت عمران و منابع تقلیل داده و مشغول نوشتن خاطرات خود بود. آقای ابتهاج خدمت دولت را کنار گذاشته و در بخش خصوصی بانک ایرانیان را تاسیس کرده و اداره می کرد. شهمیرزادی و دکتر احمدی هریک کارآزموده شده و حل مشکلات سازمان و پیش بردن طرح ها برای آنها امری عادی بود، بطوری که دیگر قسمت اعظم اوقات من صرف امور استانداری می شد و از بابت سازمان نگرانی نداشتم. ولی مبارزات شش ساله برای پا گرفتن سازمان آب و برق خوزستان و در گیری های آزار دهنده با عواملی که دائماً در صدد پرونده سازی و ایجاد مزاحمت بودند، یک حالت خستگی روحی درمن ایجاد کرده بود که درعین سربلندی ازموفقیت و دست آوردهای شش سال گذشته حس می کردم به یک مرخصی چند ماهه و یا یک تغییر فعالیت احتیاج دارم. درچنین شرایط بود که در اواسط تیرماه ۱۳۴۵ در یک روز بسیار گرم آقای هویدا نخست وزیر تلفن کردند و گفتند لازم است برای کاری به تهران بروم. بعد از ظهر روز بعد وقتی به دفترشان وارد شدم با خوشروئی و آغوش باز از من استقبال کردند و گفتند از طرف شاهنشاه به وزارت کشور منصوب شده ام. اولین روزی که به وزارت کشور رفتم آقای قوام نظامی رئیس دفتر گفت آقای مهندس روحانی از نیم ساعت قبل برای تبریک تشریف آورده اند و به همین جهت در اطاق شما از ایشان پذیرائی کرده ایم. از این محبت و حرکت مهندس روحانی بی نهایت تحت تاثیر قرار گرفتم و کدورتی که در دل داشتم از بین رفت و روابط دوستی ما بحال اول برگشت. از دوست دیرین خود حسن شهمیرزادی تقاضا کردم که همچنان به همکاری خود با من ادامه داده و به سمت معاون وزارت کشور بامن به تهران بیاید. او قبول کرد و همکاری ما سال ها در وزارت کشور و سپس در صحنه های دیگر فعالیت های اداری و اجتماعی ادامه یافت. از سوی دیگر، مدیرعامل جدید سازمان، ایرج وحیدی، که قبلا معاون مهندس روحانی در وزارت آب و برق بود، از احمدعلی احمدی دعوت کرد که در سمت قائم مقام مدیرعامل با او همکاری کند. زمانی که احمدی این پیشنهاد را قبول کرد دانستم که سازمان آب و برق خوزستان همچنان با کارآمدی و تحرک به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.









what a managment at that time?..who should we thank ..
ما که یادمون هست کاشت مارچوبه را تا چند سال بعد از انقلاب به دلیل آمریکایی بودنش خلاف می دانستند و مرکز تحقیقات صفی آباد آفات گیاهان باغات خودشو دیگه نمی تونه درمان کنه چه برسه به تحقیقات و معرفی گونه های جدید یه خبر از تحقیقات جدید مرکز تحقیقات صفی آباد هم نیست واقعا من که خیلی متاسفم ما روستاییان دزفول مدیون مردان و زنان سپاه دانش قدیم هستیم .