به نظر میرسد برنامه پرمخاطب و تاثیرگذار نود، باعث عصبانیت برخی جریانات شده که نسبت به نقد وضع موجود با این ادبیات شدیداً حساسیت داشته و به همین دلیل در قبال آن جبهه سنگینی ایجاد شده تا پس از حمله یکی از سایتهای حامی دولت به عادل فردوسیپور و غیرعادل خواندن، این بار یک هفتهنامه که با بررسی ادبیاتش میتوان به برخی مسائل و سرچشمههای اصلی ماجرا رسید، دور از انصاف حملات تندی متوجه این برنامه نماید.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ هفته نامه موج اندیشه که شبیه هفته نامه همت منتشر شد و پیرو درج مطالبی غیرقابل هضم، امروز حکم لغو امتیاز و همچنین پلمب دفترش صادر شد، برخلاف این سبک مطبوعات که به ورزش نمیپردازند، به این حوزه نیز رحم نکرده بود و در مطلبی تند به برنامه ۹۰ نیز چنین حمله ور شد: «بیش از ده سال پیش، برنامهای درباره بررسی فوتبال به راه افتاد، پس از مدتی این برنامه به دلیل بیپروایی در رسیدگی به معضلات فوتبال و عملکرد مربیان، بازیکنان، مدیران و از همه مهمتر داوران، علاقهمندان زیادی را به خود جذب کرد. برنامه ۹۰ یک ویژگی دیگر هم داشت؛ اجرای چالشی مجری آن، عادل فردوسیپور که سعی میکرد بدون تعارف، عملکرد اشخاص را در زمینه فوتبال به چالش بکشاند.
اعتبار برنامه ۹۰ تا بدانجا پیش رفت که این برنامه تبدیل به مرجع و دادگاهی برای پاسخگویی کسانی بود که دچار اشتباه میشدند. حتی اگر بازیکنی با داور در مورد یک صحنه مشکوک بحث میکرد، برنامه ۹۰ را برای قضاوت نهایی انتخاب میکرد. اما این روند پس از مدتی، منتقدانی پیدا کرد. آنها معتقد بودند که برنامه ۹۰ تنها به بازگو کردن مشکلات و اشتباهات میپردازد و عملا هیچ راهکاری در اختیار نمیگذارد و این روند تنها بدبینی علاقهمندان به فوتبال را در بر دارد و این در حالی است که مشکلات و معضلات پابرجا هستند.»
این هفته نامه که در همان شمارهاش برخی تندرویها و خلاف واقع گوییها به لغو امتیازش منجر شد، مشکلش را با این برنامه اینگونه ذکر کرد: «با گسترش روند اعتراضات، برنامه ۹۰ نیز مواضع خود را تقویت کرد و حالا به هر مسألهای، خواه فوتبالی و خواه غیر فوتبالی میپردازد که رو کردن پرونده شخصی افراد عملکرد آنها در خارج از فوتبال و بعضا وارد شدن به مباحث سیاسی، از جمله آن موارد است(!)
حالا فردوسیپور راز جذب مخاطب بیشتر را موجه شده است؛ ورود به دنیای حاشیهها. عادل فردوسیپور که این روزها بسیاری اسم کوچکش را مناسب خود او نمیدانند، با ورود به دنیای غیر فوتبالی و البته بسط آن به فوتبال که برای نمایش در برنامهاش به آن نیاز دارد، موفق شده است که تعداد شرکتکنندگان در مسابقه پیامکیاش را افزایش دهد و در حالی که تا سه تا چهار سال قبل شرکتکنندگان در مسابقه پیامکی به ندرت چهارصد تا پانصد هزار نفر میرسیدند، به یک باره این تعداد به راحتی عدد یک میلیون پشت سر میگذارند. اما این رویه چند ماهی است که بیشتر از قبل دیده و احساس میشود.»
این رسانه نمونههای جالبی را برای بیان ناراحتیاش از روندی که مدعی است در این برنامه شکل سیاسی به خود گرفته بیان میکند که شاخصترین آنها رحیم مشایی است: «عادل فردوسیپور که حال گویی خود را حاکم بلامنازع برنامه ۹۰ و حتی شبکه سه میداند، ورود به هر عرصهای را برای خود مجاز میشمرد. پرسوجو کردن درباره مدرک دکترای یکی از مدیران عامل باشگاهها یکی از این موارد است. جالب این که وقتی آن مدیر از وی میپرسد دانستن این موضوع چه کمکی میکند، فردوسیپور جواب میدهد که به دلیل بحثهایی که این چند وقته در کشور بر سر موضوع مدرک وجود داشته، شما باید پاسخگو باشید. حال آنکه قرار بود این برنامه مشکلی از مشکلات فوتبال ما را حل کند، اما الان خود در راهاندازی مشکلات جدید جریانساز شده است.
از دیگر مواردی که میتوان به آن اشاره کرد، پرسوجو کردن درباره روابط شخص افراد با مسئولان دولتی است. این که در یک برنامه ورزشی از مهمان تلفنی پرسیده شود که آیا شما نسبتی با رحیممشایی دارید، نه تنها ورود به حوزه شخصی افراد است، بلکه بدبین کردن عموم جامعه نسبت به مسئولان است(!) حال آن که ممکن است وی فرد لایقی برای این پست باشد(!)»
مطالب فوق در حالی توسط فردوسیپور شده که قبل از طرح در برنامه ۹۰ عمدتاً در رسانههای مکتوب اعم از خبرگزاریها، سایتهای رسمی و روزنامههای ورزشی به آنها پرداخته شده بود و طبیعی بود این برنامه نیز اخبار روز که نقل محافل ورزشی است را برای شفاف سازی بیان کند و اینکه فردوسیپور عنوان کرد در خصوص مدرک تحصیلی مباحثی مطرح است، واقعیتی است که اگر به تیتر روزنامههای ورزشی چند روز پیش از ۹۰ مراجعه شود، میتوان به آن دست یافت.
این رسانه تلاش میکند هرچه بیشتر فردوسیپور که به زعم کارشناسان زهر برنامهاش گرفته شده، شخصی تندرو جلوه دهند که از خطوط قرمز مکرراً عبور میکند و کسی نیز جلودارش نیست، حال آنکه به نظر میرسد این ویژگی برای نویسندگان این مطالب صادقتر باشد: «البته روند دخالتهای فردوسیپور در مسائل حاشیهای و غیر فوتبالی به همین موارد ختم نمیشود. کنایه زدن وی درباره پارازیت ماهوارهها، انجام مسابقه پیامکی در حالی که از این موضوع که قرار است معاندین نظام از این مسابقه برای نشان دادن جمعیت خود سوء استفاده کنند، آگاه بود، به قضاوت کشیدن عملکرد یک مدیر آن هم تنها به وسیله یک مسابقه پیامکی با گزینههای محدود، راه انداختن اختلاف بین مدیران و ورزشکاران با پخش مصاحبههای متناقض آنها که به طور موازی انجام میشود و مواردی از این قبیل که هیچ کدام نه تنها به برگرداندن آرامش به فوتبال کمک نمیکند، بلکه باعث ایجاد درگیریهای لفظی بین جامعه فوتبال نیز میشود.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که مطمئنا فضای بازی که مدیران صداوسیما و شبکه سه به مجری این برنامه دادهاند، باعث شده است که وی احساس کند که هرگونه عملکردش بدون هیچ گونه نظارت و مؤاخذهای است. آقای ضرغامی ظاهرا مزه به چالش کشیده شدن عملکردشان توسط یک مسابقه پیامکی را نچشیدهاند که این چنین فضا و امکانات را به فردوسیپور میدهند تا عرض اندام کند.»
بخش آخر این مطلب هفته نامه مذکور نیز قابل رد است، چرا که وی نشان داده برای حفظ این برنامه در مقاطعی حاضر است کوتاه بیاید و البته بر هیچ کس پوشیده نیست، ماجرای برگزاری مسابقه پیامک در آن روز پیرو تایید سازمان صدا و سیما و برخی نهادهای خاص دیگر صورت پذیرفته و اصلاً فردوسیپور در این زمینه تصمیم گیرنده نبوده است؛ حال اگر چنین استدلالی به میان کشیده شود، جز چشم بستن بر روی واقعیاتی که احتمالاً مسئولان این روزنامه نیز میدانند، چه معنایی خواهد یافت؟
اگر این هفته نامه توقیفی در جریان ریز ماجرا نیست، چرا به خود اجازه داده همچون مسائل حساس سیاسی به نقد ۹۰ بدون پشتوانه اطلاعاتی و آگاهی از واقعیات بزند؟ به نظر میرسد دستگاههای مسئول پاسخ خوبی به تندرویها با لغو امتیاز این هفته نامه که همین روش را در درج مطالب سیاسی نیز به کار برده بود، داشتهاند تا از ارشدترین تا پایینترین سطح مسئولان کشور در یک هفته نامه بدون ارائه استدلالهایی منطقی و واجد پشتوانه زیر سوال نروند








