کد خبر: 7371 | زمان مخابره: ۱۰:۰۱:۵۸ - شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹ | ۳ نظر | دفعات مشاهده : 487 بازدید | نسخه چاپی | لینک ثابت |

به یاد تمامی شهدا خصوصا سردار شهید علی هاشمی و جانباز شیمیایی شهید ناصر جهانبخش زاده

روزی عزیزی پرسید چگونه است که خاک به نطر کیمیا شود و چگونه است که خاک مایه شفا شود . نمی دانستم که چه باید گفت اما بعد از لحظه ای درنگ به وی گفتم که اگر خاک به دلایلی مایه اتصال شود ، قطعا بدان که این خاک بی ارزش ، هم کیمیا شود و هم مایه شفا.

اگر خاک را با قطرات چشم معصومان و بی گناهان در هم آمیخته شود این را بدان که آن خاک یقینا کیمیا شود و اگر به خون مظلومی آغشته شود قطعا مایه شفا شود.

شبی دیروقت ف خوابم نمی برد ،شاید هم بارقه ای الهی بود.در میان بیابان تاریک و طلمانی ، از میان خیمه گاه گردان سر به بیابان گذاشتم و قدم زنان به عمق وجود رزمندگان جوان ومعصوم فرو رفته بودم هنوز چند قدمی بیش از چادر ها دور نشده بودم که صدای ناله پاکی نظرم را به خود جلب کرد، اول ترسیدم ،ولی نزدیکتر که شدم ، دیدم از نیروهای خودی است . سن و سالی نداشت یعنی هنوز مویی بر صورتش سبز نشده بود ولی گریه ها و دعاهای او ، گمان عالمی صد ساله را می داد، خیلی پاک و معصوم بود و انچنان از خدای خود طلب العفو العفو می کرد و اشک می ریختکه شرمم آمد، ناخواسته اشک بر گونه هایم جاری شد. نمی دانم خدایا این بی خوابی بود یا بارقه و توفیق الهی.

در هر حال از او دور شدم تا شاید من  هم بتوانم با خدای خود راز و نیاز کنم . اما این شروع دوری نبود ، بلکه هرچه از این عزیز فاصله می گرفتم به خدای خود نزدیکتر می شدم چرا که بیابانخدا پر بود از این معصومان نوجوان و جوان، خاک با افتخار چونان بال ملائک خود را به زیر پایش گسترانده بود و عاشقانه قطرات اشک آنان را به جان دل می خرید . در این بیابان و بر روی این همه خاک جبهه ها از آبادان ، خرمشهر و شلمچه گرفتهتا جزیره مجنون و… فقط یک نفر غافل بود و آن هم کسی که ارزش این خون و اشکها را نمی دانست،  من..، من غافل بودم ، که تا به حال در خاب زمستانی فرو رفته بودم و این گونه شبهای نورانی را ندیده بودم و اگر می بینی که خاک، کیمیا شده و دلهای شکسته را شفا می دهد و قلب مرده را پویایی و دلهای جدا از هم را پیوند، و انسانهای مایوس را امید وار ،و التیام بخش خیلی از زخمها و مراد دهنده بسیاری از آرزوها گردیده، پس بدان که دعاهای شبانه و نمازهای عارفانه و اشکهای جاودانه و صورتهای معصومانه و دلهای پاک زیادی را در بغل گرفته و تازه ازهنر خاک،ما گنهکاران فقط اینها را می بینیم به یقین خیلی از چیزها را ندیده ایم که جز با دل پاک و نمازهای خاص و اتصالهای محکم نخواهید دید.

به امید روزی که ما هم به یاد او و یارانش پاک شویم و خالص ، خود بسازیم و متصل به خدای متعال

احمد آل کجباف

بهار ۱۳۸۹




۳ ديدگاه مطلب براي " به یاد تمامی شهدا خصوصا سردار شهید علی هاشمی و جانباز شیمیایی شهید ناصر جهانبخش زاده " ارسال شده است.

  1. علی شمس می‌گه:

    ناصر جان قمر ، گردان بلال لطف فرما و تاریخ وقایع گردان بلال را بنویس . متاسفانه ما دست به قلم نداشتیم و با وجود در حیات بودن امثال جنابعالی سر گذشت گردان بلال و دیگر واحد های دیگر فقط در سینه ها مانده است ایمیل من a9_shams@yahoo.co.uk علی شمس ( علیرضا شمس آبادی) اگر ایمیل بدهی من هم دست نوشته هایم را برایت خواهم فرستاد

  2. موسی قمرزاده(ناصرقمر) می‌گه:

    با سلام به دست اندرکاران محترم شبکه خبری دزفول بنده از طریق برادر عزیزم حاج احمد آل کجباف با سایت شما آشنا شدم ، إنشآء الله در آینده سعی میکنم ارتباط بیشتری با شما داشته باشم .

  3. موسی قمرزاده(ناصرقمر) می‌گه:

    با سلام به برادر عزیزم حاج احمد آل کجباف، بی تردید ذکر و یاد خاطرات دوران دفاع مقدس هم برای خود جوانان آن دوران مفید است و هم برای نسل امروز و فردا ، عنصر اخلاص و معنویت جانمایه اصلی آن روزگار بود ، همانطور که در این خاطره کوتاه ولی ارزشمند آمده نوجوانان و جوانان آنروز راه را در ارتباطی تنگاتنگ و صمیمی با خدا پیدا کرده بودند و چه زیبا در آن راه نورانی استقامت کردند و چه لذتهاکه نچشیدند ، إنشآء الله شاهد نوشتارهای بیشتر و بیشتر از شما و سایر همرزمان در آینده باشیم .

ارسال نظر


آخرین خبرها