به راستی سالهادراین اندیشه بودبم که سرانجام حقایق باطنی صاحبان اماکن فرهنگی – زیارتی شهردزفول راچگونه بایدکشف کرد ، وکلید شناخت این زیارتگاههای گمنام که برخی به(پیر) یا (شیخ) یا شاه مشهورند به دست کدام پژوهنده خواهدافتاد.
حدود یک قرن ونیم قبل ، درروزگارحکومت محمدعلی میرزا دولتشاه (تولد۱۲۰۳-وفات۱۲۳۷ه.ق) با تشویق فرزند ارشدش ، محمدحسین میرزاحشمت الدوله(فرماندارآن روزگار دزفول)شاعرودانشمند نامور دزفولی مرحوم سید عبداله داعی رحمه الله علیه درکتاب«مجمع الابراروتذکره الاخیار» خویش سی وپنج آرامگاه یا بارگاه را فولکلوروار یادکرده ؛ درحالیکه تعدادی ازاین اماکن نیز به جهت قلت منابع ویاعدم دسترسی به مأخذ موثق ازقلم افتاده است.وجزمرحوم داعی ، دیگری بدین کار نپرداخته است. دزفول ازدیرباز مهد عرفا، فقها ، شاعران ، نویسندگان وهنرمندان عالیقدری بوده که به علل نامعلومی سالها در انزوا به سر برده اند . ولذا باگذشت قرن ها از دوران حیات این اندیشمندان ، تشخیص هویت وشناخت واقعی آنها حتی براهل تحقیق کاری بس دشوار وبعضاً غیر ممکن می نماید.
اینک باامید به کرم کریم ولطف خداوندقدیم وبه مدد انفاس قدسیه پاکبازان طریق حق ، باکوشش مستمر وتلاش خستگی ناپذیرپیرامون تاریخچه اماکن فرهنگی- زیارتی شهردزفول ، درختی دیگراز بوستان ادب فارسی دراین دیاربه بارنشست وغبارفراموشی از سیمای درخشان یکی دیگر از صاحبدلان وارباب ذوق زدوده شد وباشناسایی بنایی قدیمی واقع درکوچه سراب ، نزدیک مسجدامیرالمومنین ومشهور به بِندار(سراشیبی) سرمیدان بزرگ که درمحله حیدرخانه وقرب رودخانه دز واقع است ومحل دفن یکی از ستارگان آسمان ادب ایران بنام نظام الدین عبیدزاکانی{۱} شاعر وطنز پردازنامی قرن هشتم هجری است ، نظرها رابه خود معطوف می دارد. گرچه نظرقاطع محل کشف شده به لحاظ دوربودن افق زمانی عبیدزاکانی کاری مشکل است ونیاز به تحقیق وتتبع بسیار دارد.لیکن همین مقدار درباره شخصیت مدفون شده در محل مزبور جهت مزید اطلاع وپی گیری اهل فن خالی از فایده نیست. بنابراین نتیجه این پی گیری ها که حاصل سالها بررسی ، مطالعه
ومشاهدات عینی نگارنده است بشرح زیر به پیشگاه اهل فضل وادب عرضه می گردد.
امیداست این قلیل بضاعت که محض خدمت به خلق وشکر نعمت خالق ، تقدیم دانش پژوهان وطالبان ادب و معرفت می شود ، مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد وسرآغازی برای مطالعه وپژوهشهای دقیق وجامع بعدی باشد. انشاءا… .
حضرت آیت ا… العظمی حاج شیخ احمدآقاسبط الشیخ انصاری رحمه ا… علیه برای نگارنده نقل فرمودند: در دوران طفولیت هنگامیکه در معیت والد«حضرت آیت ا… العظمی حاج شیخ منصور سبط الشیخ انصاری»رحمه ا… علیه در معیت برادر بزرگوارم «حضرت آیت ا… العظمی حاج شیخ علی آقا سبط الشیخ انصاری» رحمه ا… علیه از خانه خود واقع در محله ساکیان به سمت رودخانه دز درحرکت بودبم دربندار(سراشیبی) سرمیدان بزرگ نزدیک مسجدامیرالمومنین(یتیمه سابق) والد درمقابل خانه ای قدیمی توقف نمود وخطاب به برادرم فرمود: «آیامی دانی که مزار عبیدزاکانی دراین مکان است؟» فاضل ارجمند آقای «سید محمدباقرقاضی دزفولی» فرزند حجه الاسلام والمسلمین «حاج آقا سیدفاخرقاضی»رحمه ا… علیه نقل فرمودند: هروقت بنا به مناسبتی از مولانا «خواجه نظام الدین عبید زاکانی» شاعر وطنزپرداز قرن هشتم هجری قمری یادی می شد مرحوم والد که یکی از ائمه جماعت واهل منبر وذاکر اهل بیت عصمت وطهارت سلام ا… علیهم اجمعین بود از قول دانشمند محقق ، مورخ ، ادیب ، شاعر وعارف به نام شادروان مرحوم «آقا سید صدرالدین ظهیرالاسلام زاده» که آراسته به زیور علم واخلاق وملکات فاضله وصفات حمیده بود ، نقل می کرد که «نزدیک به هشتاد وپنج سال پیش در دزفول بارانی شدید بارید به طوری که دراثر طغیان آب بیشتر معابر وکوچه ها مسدود، وعبور ومرور به سختی صورت می گرفت که جریان شدید آب باعث خرابی بعضی از خانه هاشد. سیلاب درمسیل خود بنام بِندار سرمیدان بزرگ واقع درمحله حیدرخانه دزفول ، قرب رودخانه دز دریکی از خانه های نزدیک به مسجد«یتیمه» وحمام«کنارآب» نفوذ می کند ، که باعث تخریب اطاق های آن خانه می شود. چندروز پس از قطع باران سنگ قبری پیدامیشود که بر کتیبه آن نام «خواجه عبیدزاکانی» حک گردیده بود. البته غیراز مرحوم والد، افرادی مومن وموثق وعلاقمند ، این موضوع راباواسطه یا شخصاً از مرحوم«آقاسیدصدرالدین ظهیرالاسلام زاده» شنیده اند. چون این طوطی شکرشکن شکرستان {۲} ، شخصیتی دانشمند ، محقق وامین در نقل مستندات تاریخی ، علمی وادبی بود ، لذا جای هیچگونه شک وریبی رابرای ماباقی نگذاشته وبه ضرس قاطع آرمگاه«خواجه عبیدزاکانی» درشهردزفول می باشد.
آقای «عبدالعظیم فنائی دزفولی »کارشناس بازنشسته تربیت معلم اداره آموزش وپرورش از قول والد خویش مرحوم «میرزاعبدالنبی فنائی دزفولی» رحمه ا… علیه واو از قول والده اش مرحومه «زری» (وفات حدود ۱۲۷۰ ه . ق) دختر مرحوم «حاج ملا خواجه قرمزکن» نقل فرمودند: «مقبره عبیدزاکانی در زیر دیوار باغی واقع درکوچه سراب ودرمجاورت حمام موسوم به کنارآب قرار دارد.»
آقای «محمد شرف الدین زاده» ذاکر اهل بیت علیهم السلام نقل می کرد : بین سالهای ۱۳۲۷-۱۳۳۰ ه.ش عموی بزرگوار مرحوم «میرزاعبدالنبی فنائی دزفولی» که ریاست اداره آموزش وپرورش شوش دانیال راعهده دار بود. چون ایام تابستان فرامی رسید ومدارس تعطیل می شد در سرداب {۳} (زیرزمین) خانه ایشان محفلی از رجال علم وعرفان تشکیل ، وبه بحث پیرامون مسائل مختلف به ویژه شخصیت های گمنام دزفول می پرداختند. دریکی از روزها که محفل بسیارگرم ونورانی بود ، فرزند ارشد ایشان آقای «عبدالعظیم فنائی دزفولی» درحالی که کتاب موش وگربه عبیدزاکانی رادردست داشت به خانه وارد، واشعاری از عبیدزاکانی را زمزمه می کرد. والدایشان به محض استماع اشعار ، ناگاه متوجه جالسین شد وخطاب به آنها فرمود : «کدام یک از شما محل دفن عبیدزاکانی را می داند؟» حاضرین همگی اظهار بی اطلاعی کردند. آنگاه مرحوم میرزا عبدالنبی فنائی گفت : «من محل دفن این بنده فاضل رابه شما نشان خواهم داد.» جماعت حاضر که بعضی از آنها رابخاطر دارم واکنون درقید حیات نیستند چون مرحوم «آقا سید مهدی طبیب» ، مرحوم «سیدبهاءالدین سیدی» ، مرحوم«ملامرتضی ترابی زاده» ،مرحوم« سید حسین عادل زاده» و … به اتفاق عمویم مرحوم میرزا عبدالنبی برخاسته وهمگی راهی خانه ای بسیار کوچک ومحقر واقع در کوچه سراب جنب مسجد «یتیمه» شدند : این خانه درآن روزگارمتعلق به آقای «حاج محمودضیائی»بود. درگوشه شبستان (زیرزمین) خانه آثاری به شکل طاق ضربی که نشان از محل دفن یکی از رجال علم وادب باشد ودیواره آن باقدری حنا که به رسم معمول به اماکن متبرکه می مالند ، رنگین گشته مشاهده می شد. سپس مرحوم میرزا عبدالنبی فنائی به حاضرین گفت : قبلاً نیز چندمرتبه به اتفاق مرحوم «سیدعلی مبداء درویش تهرانی» ، مرحوم«حضرت آیت ا… سیدعلی سید» ومرحوم «میرمظهر نعمت الهی» بدین مکان آمده ام ، که درهرنوبت مرحوم«سیدعلی مبداء» برمزار گمنام این شاعر بزرگ فاتحه خوانده، شمعی می افروخت.ودرمورد این شخصیت مطالبی بیان می فرمود ومعتقد بود که « بطور یقین محل دفن عبیدزاکانی درهمین مکان می باشد.
الحمدا… اولاًوآخراً
محمدحسین حکمت فر
پاورقی:
۱- عبیدزاکانی از خاندان زاکانیان است وزاکانیان تیره ای هستند از عرب بَنی خَفاجه که به مهاجرت به قزوین آمده ودر آنجاساکن شده بودند. عبیددرحدود سال ۷۱۰ درقزوین متولد ودربین سالهای ۷۶۷-۷۷۲ فوت نموده است. عبیدقسمت اعظم زندگی ادبی خودرا در زمان جلایریان درشیراز به سر برده است. از میان آثار او میتوان از کلیات اشعار ، موش وگربه ، اخلاق الاشراف ورساله دلگشایادکرد.
۲- شکرستان یا تاریخ خوزستان ، تالیف آقا سید صدرالدین ظهیرالاسلام زاده.
۳- سرداب را به لهجه محلی دزفولی «شوادون» می گویند.









سلام/ میشه ادرس دقیق محل دفن عبید زاکانی در دزفول بگید کجاست
با سلام :در پاسخ به نوشته آقای جوهر اینکه عبید زاکانی در بین راه رفتن به بصره بیمار می شود و می میرد در حالی که ماهان حدود ۱۲۰۰۰ کیلومتر تا بصره فاصله دارد.
با سلام
بنده اهل قزوین هستم خبر شما چنان شادم کرد که نمی توانم توصیف کنم .
روز یکشنبه ۲۵مورخ /۷/۸۹ در یک نشت ادبی در خدمت آقایان دکتر قاسم انصاری و دکتر حمید طاهری بودم . وقتی از استاد ارجمندم آقای دکتر انصاری شنیدم که مقبره عبید زاکانی در شهر دزفول واقع است ؛ بسیار خوشحال شدم . البته استاد این مطلب را از آقای دکتر رسا نقل می کردند و از جزئیات خبر اطلاع دقیقی نداشتند . شوق استاد در کشف صحت خبر چنان بود که امروز سه شنبه ۲۷/۷/۸۹ به اتفاق به دیدار آقای دکتر رسا شتافتیم . خدمت ایشان که رسیدیم ایشان نیز خبر را از قول یکی از دوستان خود و علاقمندان عبید که از طریق اینترنت به دست آورده بود ( گویا منبع همین سایت شماست ) برای دکتر رسا نقل کرده بودند . خلاصه آنکه شوق کشف صحت خبر چنان بود که بنده مأمور کشف صحت خبر شدم و در حین جست و جو به سایت شما رسیدم . و خبر را منقول از راویان صحیح القول و معتمد نویسنده یافتم . بنده ضمن تمام احترامی که برای نویسنده محترم و راویان گرامی _که برخی به دیار باقی رفته اند و برایشان آرزوی مغفرت دارم _ قایل هستم ؛ از شما که اهل دزفول هستید خواهش می کنم با کمک سازمان میراث فرهنگی استان خوزستان و شهرستان دزفول و بهره مندی از کارشناسان صاحب نظر ، پژوهشی مستند بفرمایید و با اثبات این معما که همچنان یکی از مهمترین دغدغه های اهل دانش و فضل و ادب دوستان است ؛ مرتفع گردد .
به امید آنکه این خبر به صورت مستند ثبت شود و آرامگاهی درخور عبید در آن مکان بنا شود .
چه جالب…
میشه ادرسشو دقیق بدین ما هم بریم ببینیم؟
درخصوص وفات عبید زاکانی نظرهای مختلفی می باشد:
خواجه نظام الدین (یا مجد الدین)عبید الله زاکانی قزوینی متخلص به عبید شاعر و نویسنده مشهور ایران در قرن هشتم هجری است.از وزارت و صدارت یا مقام بلندی در ردیف آن برای عبید اطلاع دقیقی در دست نیست.اما انقدر معلوم است که در دستگاه پادشاهان محترم بوده است.از آغاز زندگانیش نیز چندان اگاهی نداریم لکن چون به ارباب صدور انتساب داشت مسلما با خط وادب و فنون دبیری و دانش ها و آگاهیهای عمومی که در تمدن اسلامی روزگار او بود آشنا شده و آنها را با هنر شاعری و نویسندگی همراه داشته است.از شعر ها و اثرهای او نیز درجه ی آگاهیش از دانش های زمان و از زبان وادبیات عربی آشکار است و پیداست که بر علم نجوم وقوف داشته است.
در آغاز استیلا شاه شیخ ابو اسحاق اینجو (۷۴۲-۷۵۸ ه) بر شیراز عبید از عراق به فارس رفت و در آنجا اقامت گزید و از سال ۷۴۶ هجری در خدمت شاه شیخ گزرانید و به مدح او و وزیر فاضلش رکن الذین عمید الملک سرگرم بود.پس از کشته شدن شاه شیخ ابو اسحاق عبید علاقه به امیر مبارزه الدین محمد مظفری نشان نداد وآن مرد ریاکار وخونریز را مدحی نگفت. بلکه چندگاهی سلطان اویس جلایری (۷۵۷-۷۷۷ ه ) را که در بغداد و تبریز مستقر بود در چند قصیده و یک ترکیب بند ستود و ظاهرا مدتی هم در بغداد در خدمت آن پادشاه و در مصاحبت سلطان ساوجی گذراند. *-پس از آنکه امیر مبارزه الدین را پسرانش مقید و ملخوع کور و کرنمودند و شاه شجاع (۷۵۹-۷۸۶ ه) به سلطنت نشست عبید از دربار اویس جلایری روی به کرمان نهاد و به دربار شاه شجاع که پادشاهی شاعر وادب دوست بود پیوست واز آن پس پیوسته شاه شجاع را مدح گفت و در سال ۷۶۷ همراه او به شیراز رفت.وفات عبید به سال ۷۷۱ یا ۷۷۲ اتفاق افتاد.
*_وفات عبید زاکانی را تقی الدین کاشی در تذکره خود سال ۷۷۲ دانسته و صادق اصفهانی در کتاب شاهد صادق آن را ذیل
وقایع سال ۷۷۱ آوردهاست. امر مسلم این که عبید تا اواخر سال ۷۶۸ ه.ق. هنوز حیات داشتهاست…. و به نحو قطع و یقین وفات او بین سنوات ۷۶۸ و ۷۶۹ و یا ۷۷۲ رخ دادهاست.
*_عبید زاکانی، مقدمات علوم را در قزوین فرا گرفت و برای تکمیل آن به شیراز رفت. حافظ شیرازی و سلمان ساوجی همعصر او بودند و بنا به قول مشهور او سری هم به بغداد زده است برای دیدار با سلمان ساوجی. فوت او را بین سالهای ۷۶۸ تا ۷۷۲ هجری در اصفهان یا بغداد نوشتهاند. حتی محل دفن او نیز محل تردید است. احتمالاً او را در ماهان کرمان به خاک سپردهاند
*_بنا به اظهار علامه سید علی کمالی دزفولی قرآن پژوه معاصر در خاطره ای از اعقاب خود می گوید روزی در دزفول باران تندی باریدن گرفت بطوری که بعضی از خانه ها خراب شد و گل و لای در کوچه ها جریان پیدا کرد بعد از پایان باران و نشست آب در یکی از خانه های نزدیک به محله خراطان سنگ قبری مبنی بر اینکه مدفن عبید زاکانی است نمایان شد.