کد خبر: 7920 | زمان مخابره: ۱۵:۴۳:۴۳ - شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ | ۷ نظر | دفعات مشاهده : 1,294 بازدید | نسخه چاپی | لینک ثابت |

سهم خوزستانی ها « عینک ریبون و لاف» نیست

مهران موزونی

مهران موزونی

1- چه زیبا بود آخرین کادر «در چشم باد» ، که بیژن نوباوه ی جوان ، با دستان نحیف خویش کلاکت زده و خبر تصویری فتح خرمشهر را می سرود. نمی دانم چند نفر از بینندگان توانستند پشت آن عینک قدیمی و یال های چفیه ی بیژن ، او را شناسایی کنند ، اما پس از کلاکت زدن نوباوه جلوی کادر دوربین ، همسرم ( بخوانید آغامون) فورا از جای جسته و گفت : اِ ..این آقای نوباوه اس .
فرزندانم فورا گفتند : کدوم بود آقای نوباوه؟؟
گوگل مقابلم بود ، زدم « بیژن نوباوه » و گفتم بیایید بچه ها..این آقاست .
- آهان اینه؟؟ میشناسیمش…دیدیمش…اَ اَ …چقدر پیر شده بابا؟؟
و من به این فکر می کردم که آیا خود نوباوه عزیز در آن لحظه شاهد این سکانس هست؟ اگر هست ، آیا چشمش بیاد آن لحظه ی اهورایی درخرمشهر ، گریان نیست؟ آیا تشابه اسمی بیژن نوباوه در آخرین سکانس با بیژن در چشم باد اتفاقی است؟ یا خوش ذوقی جوزانی است؟
۲- آقای جوزانی ، ضمن سپاس از نوآوری های فراوانی که در این سریال از شما دیدیم ، من جمله نوآوری در شبیه سازی برخی از واقعیات جنگ ، سوال اینجاست که :
آیا به شما نگفته بودند که فتح خرمشهر مدیون طراحی و دلاوری دو شیر شرزه بنام های حسن باقری و غلامعلی رشید بوده است؟
آقای جوزانی عزیز ، بجا بود تا در کنار نمایش صحنه های کربلایی از شهید عالیقدر حسن باقری ، از شهید زنده سردار غلامعلی رشید که هنوز هم پس از سی سال ، لباس رزم از تن بدر نکرده یادی میکردید. از اهل فن بپرسید تا به شما بگویند که این دو بزرگوار ، سری از هم سوا داشته اند در آن هنگامه های سترگ.
کما اینکه در آخرین قسمت ، فقط یک کلمه از زبان شهید باقری شنیده شد که نام «بچه های دزفول» را بر زبان آورد. جناب جوزانی ، فتح خرمشهر متعلق به همه ی ایرانیان است ، اما حضور پر رنگ آنانی که دهه هاست حق رسانه یی شان بجای آورده نشده ، دور از انصاف است. گردان بلال دزفول نه فقط در نبرد فاو ، که قبل ازآن نیز در مصاف فتح خرمشهر ، جانفشانی ها کردند.و همینطور بقیه بچه های خوزستان.
۳-  بسیاری از چهارچوب های تصوری یک جامعه را رسانه در اذهان عموم رقم میزند. این چیزی نیست که کسی بتواند منکر آن شود.
دراین راستا یکی دیگر از گلایه های بنده از رئیس رسانه ملی و به تبع آن فیلمسازان عزیز کشورمان این است که چرا در اصلاح برخی پارادایم های غلطی که کارهای تصویری در جامعه رقم زده اند ، تلاشی نمی شود و بلکه به آن دامن هم می زنند؟
به قول ظریفی که می گفت : شاید ابراهیم حاتمی کیا بود که اولین بار در فیلمهایش ،خوزستانی ها را صرفا« عربهایی سیه چرده ، لاغر مردنی ، لوده و …» نشان داد. اما بهر حال آنچه که از “خوزستانی جماعت” در اذهان ملی ایرانیان باقی مانده همینگونه است.
نگارنده سعی در تخطئه ی قومیت محترم عرب زبان خوزستان و یا افراد سیه چرده و … را ندارد کما اینکه خود بنده یکی از سیه چردگان خوزستانی هستم.
اما برجسته کردن حضور یک قومیت خاص و یا یک جلوه بصری خاص ، از آحاد بخش خاصی از کشور ، قلب کردن حقیقت و است و بس.
خوزستان حقیقی قالی زیبایی است که ترنج های مختلفی از عرب و لر و بختیاری و شوشتری و دزفولی و قنواتی و .. دارد.
گل های قالی ترکیب جمعیتی خوزستان عزیز ، از انسانهای سبزه رو تا سفید و بور و چشم آبی های فراوان را در خود جای داده است.
خوزستانی های خونگرم ، صرفا لوده نیستند.شیخ انصاری ها دارند ، ضرغامی ها دارند ، غلامحسین الهام ها دارند ، سید نعمت الله جزایری ها دارند ، شیخ جعفر شوشتری ها دارند ، مدیران بالای ناسای امریکا را دارند ، شهید علی هاشمی ها دارند ، شمخانی ها دارند ، شیخ جعفر کاشف الغطاء ها دارند.
آقای جوزانی عزیز ، خوزستانی ها شهید علم الهدی ها دارند. هنوز هم دارند.
شما چه نشان دادید؟ رزمندگان در چشم باد شما ( آنانی که خوش تیپ ، زیبارو ، فرمانده و زبل و زیرک اند) همه از تهران و جاهای دیگر آمده اند و خوزستان را ازدست دشمن نجات می دهند و سهم خوزستانی ها از این فتح و الفتوح ، تنها دوبرادر سیاه پوست آبادانی ست که اتفاقا یکی از آن دو گرفتار شایعاتی است که غیر منصفانه در خصوص آبادانی های عزیز در سطح ایران رایج گشته است :
الف : او عینک ریبون دارد
ب : او لاف زده و به دروغ می گوید که زن و فرزند ندارد تا بتواند جانفشانی کند.
نه آقای جوزانی عزیز  ، ضمن خسته نباشید و دست مریزاد ، باید عرض کنم که هنوز هم از این دست گلایه ها هست …اما نمی خواهم مصداق داستان آن پدر و پسر باشم که مانده بودند که خرشان را چه جوری برانند؟
اما فرموده های اخیر مقام معظم رهبری را بیاد بیاورید که  مسخره کردن قومیت ها را حرام دانسته و موجب ایجاد ذمه ی عمومی بر گردن ناشر این موضوعات دانستند ، شما به تصورهای غلط در خصوص ابادانی های عزیز دامن زدید ، آنهم خیلی قوی و پر رنگ .
آقای جوزانی در صبوری و معرفت مردم خوزستان همین بس که ، در ازای یک شوخی نابجای روزنامه ایران با قومیتشان که هیچ ، در برابر این تمسخر و شوخی عریان در یک سریال بزرگ مثل در چشم باد هم به خروش عمومی نمی آیند و تنها درد و گلایه این مورد را در درون می ریزند.
اما اگر باردیگر قرار بود پروژه ای را در خصوص خوزستان کلید بزنید ، دعوت می کنم چندی به خوزستان تشریف بیاورید تا هم دلاوری و صفا را در آنان ببنید و هم تنوع رنگ پوست را و هم وزانت شان و شخصیت اجتماعی شان را.
اما « در چشم باد » افتخار رسانه ملی می ماند.




۷ ديدگاه مطلب براي " سهم خوزستانی ها « عینک ریبون و لاف» نیست " ارسال شده است.

  1. خوزستانی می‌گه:

    سلام متاسفانه ما خوزستانی ها داریم فقط مورد تمسخر کارگردانان تهرانی میشیم تا ۱ فیلم میسازن ۲خوزستانی توشه چند ادم سیاه سوخته با لهجه عربی با لباس های عربی میزارن که اون تهرانی ه که میبینن کیف کنن وبخندن مگه اونا نیومدن خوزستان مگه نیومدن راهیان نور کجا همه خوزستان اینحوره همه نباید تر و خشک با هم بسوزن که بعد ما بریم شهر های بالا و اونا بدونن ما خوزستانیم وما رو مسخره کنن مگه فقط تهران بچه خوشکل داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    درضمن اینا ملاک نیست یکم خوزستان برسین و لازم نکرده تو فیلماتون مسخرشون کنید

  2. bardia می‌گه:

    با عرض سلام خدمت دوست عزیز نویسنده این مقاله و ضمن احترام به نظرات ایشان لازم میدانم که نکاتی درباره این نوشته عرض کنم: دوست عزیز ! شان و منزلت مردم شریف خوزستان و جایگاه ارزشمند این مردم در همه زمینه ها ، بر کسی پوشیده نیست و البته بنظر نمیرسد کسی بخواهد این چهره روشن را مکدر جلوه دهد آنهم در ساحت هنر و بویژه توسط هنرمند متعهدی مانند آقای مسعود جعفری جوزانی. برادر گرامی ، مطمئن باشید انسانهای بزرگی که شما نام برخی از آنان را ذکر کردید اگر به نیت شناساندن و تبلیغ کوچه و محله هایشان به جنگ میرفتند این حماسه ماندگار را نمی آفریدند ، در زمان جنگ یک جامعه به حد اعلای انسجام میرسد و در آن حالت دیگر گروه بندی های مختلف کم رنگ می شود . علاوه بر آن ما بایستی سعی کنیم همیشه در قضاوت ها و حتی نقدهایمان جانب انصاف را از دست ندهیم ، انتقاد از هنرمند متعهدی مانند آقای جعفری جوزانی بدون تحقیق و مداقه در آثار و دیدگاه های ایشان بنظر دور از خردورزی است ، این کارگردان خبره کشورمان جزء محدود کارگردانانی ( اگر نگوییم تنها کارگردان) است که تحصیلات اکادمی را در این رشته تا مقاطع بالا در بهترین دانشگاههای هنر جهان گذرانده و آثار بزرگ و ماندگاری مانند :( شیر سنگی ، در مسیر تندباد، جاده های سرد، دل و دشنه و ….) را ساخته که این آثار در موارد مکرر جوایز سینمایی را به خود اختصاص داده است.

    اما درباره شناخت ایشان از خوزستان لازم به ذکر است که ایشان خوزستان و مردم بزرگوار آن را بخوبی می شناسند و مادر ایشان خوزستانی است ( مادر آقای جعفری جوزانی لر بختیاری و اهل ایذه است) و حتی داستان فیلم معروف ایشان که از آثار ماندگار سینمای ایران محسوب می شود ( شیر سنگی) در این استان رخ می دهد و به مقابله مردم دلاور مناطق نفت خیز دربرابر انگلیسیها و دولت دست نشانده می پردازد ، ضمن اینکه ایشان همانطور که از نامشان بر می آید اهل جوزان از بخشهای شهرستان ملایر هستند و از نظر قومی با بخش عمده ای از مردم خوزستان هم تبارند .

    اینکه ما انتظار داشه باشیم در یک اثر نمایشی ( سریال تلویزیونی) شخصیتها عینا و با نام و نشان و چهره واقعی در متن داستان ظاهر شوند و نیز به تمامی کسانی را که در این دوره تاریخی که در این سریال به آن پرداخته شده ( از حوالی مشروطه تا دفاع مقدس) حضور داشته اند اشاره شود بنظر میرسد انتظاری به دور از واقع نگری باشد.

    اگر قرار بود همه شخصیتهای دخیل در دفاع مقدس از سیاسیون گرفته تا فرماندهان و رزمندگان و فعالین پشت جبهه و … با اسم و رسم ذکر شوند بایستی یک مستند حداقل ۱۰۰۰ قسمتی و بلکه بیشتر ساخته شود ، این درحالی است که قرار بود یک اثر نمایشی با جذابیت های داستانی و روایی خاص خود برای جذب مخاطب گریز پای ساخته شود ، کاری که جعفری جوزانی استادانه انجام داد ، و اگر هدفی جز این بود راهی بجز ادامه مستندات سری روایت فتح وجود ندارد (که آنهم برای سلیقه مخاطبان دیگر لازم است).

    البته بنده با بخشی از گفته های شما موافقم بخصوص در مورد آقای حاتمی کیا که در آثارشان خوزستانی ها را به گونه ای که فرمودید معرفی کرده است و حتی اضافه میکنم که در آثار مرحوم ملاقلی پور هم تا حد زیادی ایرادات شبیه به این وارد است ، اما ظاهرا در اثر مورد بحث ما قرار نبوده که پرداخت شخصیت ها بصورت معرفه جو غالب اثر گردد بلکه هدف نمایش انسجام ملی جامعه ایرانی در طول تاریخ برای دفاع از وطن و آرمانهای خود است ، بطور مثال در قسمت های آخرین سریال ( ظاهرا در قسمت آخر) نوجوان کم سن و سالی را میبینید که با اسلحه غیر سازمانی خود که از پدربزرگش به امانت گرفته ( ظاهرا تفنگ m۱) و با رشادت می جنگد و … بدون اینکه نامی از او برده شود ، بدون شک این شخص همان نوجوان ۱۳ساله خوزستانی ( مسجد سلیمانی) است که نام اورا بارها شنیده ایم : شهید بهنام محمدی ، شاید هر وقت نام شهید سیزده ساله به گوش برسد نام شهید حسین فهمیده در ذهن تداعی میشود اما کمتر از بهنام محمدی خوزستانی گفته شده.. اما آیا این بایستی حمل بر نیت دیگری شود!!؟

    در پایان از زحمات شما و دوستانتان تشکر میکنم . موفق باشید.

  3. یک خوزستانی می‌گه:

    راستش نمیدونم شما هم استانیهای دزفولی عزیز چرا اینقدر همه موضوعات رو قومی و قبیله ای میبینید! دوستان عزیز اینطور نیست که فقط جنگ رو ما خوزستانیها انجام دادیم البته امام(ره) فرمودند که ((خوزستان دین خود را به اسلام ادا کرد)) اما بطور مثال استان اصفهان که جمعیتی برابر با خوزستان داره ۳۰ هزار شهید تقدیم انقلاب و وطن عزیزمون کرده و البته بدلیل اینکه حمله هوایی و موشکی به این استان در طول جنگ رخ نداده(یا خیلی به ندرت ) اما شهدای این استان بالغ بر ۳۰ هزار نفر ! هستند و همه این شهدا رزمنده بودن و نه شهید غیر رزمنده ( البته شهدا همه در محضر رب جل جلاله روزی میخورند و ارج و قرب دارند) …این در حالی ات که جمعیت شهدای استان ما ( اعم از رزمنده و غیر رزمنده۹ حدود نیمی از این جمعیت هستش… براداران و خواهران عزیزم ما باید به جهانی بی اندیشیم که در آینده ان شائ الله میزبان حضرت قائم (ع) خواهد بود بزرگ بیاندیشیم چون منتظر بزرگی هستیم.

  4. وبلاگ دیسون می‌گه:

    برادرم آقای مخبر ، هرچند با گوشه هایی از گفته های شما موافق نیستم ، اما بیاد داشته باشید ، که با توجه به سیل بی توجهی دو دهه گذشته به دزفول ، جایی برای خودزنی نمانده است. نمیدانم توانستم منظورم را درست برسانم یا خیر؟
    شما بیایید کمک کنید و کمی از حق مسلم دزفولی ها را بازپس بگیریم ، آنگاه اگر بیش از سهم مان رسید ، الباقی را پس دهیم.
    نمیدانم شما حضور سردار رئوفی را ( به نحوی که بینندگان همه بدانند که این رئوفی است و اهل دزفول است) در سریال چوگنه تشخیص دادید ؟ بنده که دستی بر آتش رسانه دارم و همیشه تلاش دارم که ویژه تر به محصولات سازمان صداوسیما نگاه کنم ، متوجه نشدم. اگر میخواهید رزمندگانی را که در تصاویر حقیقی سریال نشان میداد بفرمایید که به زعم مخاطب عام ، همه ی آنان مربوط به جایی از ایران بوده اند و چهره سردار رئوفی هم که متاسفانه برای عامه مردم شناخته شده نیست که این را متوجه شوند.
    درست مثل اینکه سر سفره نان و پنیر ی که از فرماندهان بزرگ جنگ در سریال دیدیم ، تنها رضایی و صیاد شناخته شده بودند برای مخاطب عام ، نه بقیه.
    و یا اینکه فرض کنیم ، در یک پلان «رشید» را نشان دهد و امثال بنده که با چهره سردار آشنا هستم ایشان را بشناسم نه بقیه.
    شما بگویید : اگر جوزانی تصویر هنرپیشه یی که نقش شهید باقری را بازی میکرد را ، با فلاش بک خود باقری همخوانی نمی داد کسی می فهمید این شهید باقری است؟
    کما اینکه تقریبا کسی نفهمید که خبرنگاری که در آخرین پلان سریال خبر تصویری فتح خرمشهر را میخواند ، همان بیژن نوباوه است ، مگر اینکه تصویر کنونی نوباوه را به نوعی با ان تلفیق میکردند.
    اری برادر مخبر ، حرف من این است ، که اینگونه دلجویی شما از جوزانی ( در خصوص نقدی که به این گوشه ی کار وی زده شده است) فقط و فقط خنثی سازی حرکت کوچک نوشته ی حاضر است که به نیست در رشد فرهنگ دفاع از حقوق رسانه یی دزفول نگاشته شده است.
    البته حتما نیت شما این نبوده است ، اما قبول بفرمایید دفاع یک دزفولی از جوزانی در این خصوص ، میتواند برای مدتهای مدید احقاق حقوق دزفول را به تاخیر بیاندازد ، زیرا زخم بی توجهی به دزفول بسیار بسیار عمیق تر از آن است که تصور بفرمایید.
    برادرم مخبر ، از شما انتظار دارم کمک کنید تا آب رفته ی خانه ی پدری را به جوی بازگردانیم.
    از این منظر نوشته ی بعدی وبلاگ دیسون را به شما برادر عزیزم تقدیم میکنم :
    « بیایید قِندِرها را به شهر بازگردانیم »

  5. وبلاگ دیسون می‌گه:

    پاسخ به یک نفر خوزستانی:
    برادر عزیزم ، نمیدانم چند سال دارید ، ولی منصفانه نیست که برای احقاق حقوق از دست رفته ی دزفول مظلوم مان ، چشم به روی تمامی حقایق ببندیم.
    عزیز برادر ، من خود شاهد بودم که هزاران هزار داوطلب از سراسر کشور برای دفاع آمدند به خوزستان و خون دادند. بنده خودم به شخصه ؛ پای قطع شده ی یکی از بچه های قم را در آغوش داشته ام ، خودم دست راست قطع شده (از بازو) یکی از جهادگران خراسان را تیمار کرده ام و دهها مورد دیگر.
    اصولا منظور بحث بالا ، پایان دادن به کم کاری رسانه ی در خصوص دزفول و خوزستان است ، نه انکار جنگاوری رزمندگان ایرانی اعزامی از نقاط دیگر کشور.

  6. یک نفر خوزستانی می‌گه:

    کوته فکری و کوته نظر کسی است که بخواهد خوزستان و خوزستانی ها را سبک بشمارد . در طول جنگ مگر تهرانی ها و شهرهای دیگر چه کردند جز اینکه خوش بودند و انگار نه انگار که جنگی هم درمیان است و اگر کسی از آنها به اجبار به جبهه رفته بود مجبور بود چون سرباز بود این خوزستانی ها بودند که در طی هشت سال جنگ مقاومت کردند و دم نزدند

  7. رضا مخبر می‌گه:

    سلام جناب آقای موزونی.
    از دغدغه شما برای حق از دست رفته این استان و برای دفاع از شهر مظلوم دزفول با همه سرداران گمنامش به عنوان یک همشهری تشکر میکنم.من الان ۲۴ سال دارم و شاید از خیلی مسائل جنگ اطلاعی ندارم و به بعضی از مسائل مطرح شده توسط شما ایمان دارم ولی یک نکته ای که به نظرم از قلم شما جا مونده اینه که اگر هنوز بعد از این همه سال خیلی جاها اسمی از سردار بی بدیل جنگ سردار رشید نیستٰ،مسلمااین به خاطر میل شدید شخصی ایشان برای کمتر مطرح شدن هستش که اینم خلوص بچه های دزفول رو اثبات می کنه.اگه شما به تیتراِژ پایانی فیلم نگاه کرده باشید می بینید که از ایشون در رده های اول تشکر می کنند.پس حتما نظر خود ایشون بوده که اسمی در این فیلم از ایشون برده نشه.البته اگر دقت کرده اشید در فیلم که اسم بچه های دزفول برده می شه فیلم یکی دیگه از افتخارات دزفول سردار رئوفی که به اعتراف همه بچه های جنگ چیزی کمتر از سرداران بزرگ مثل شهید همت و خرازی نداشت وجود داره.که این هم نشون میده کارگردان این فیلم با دزفول پدر کشتگی نداره ولی کسی هم منکر نشون دادن یک جلوه سیاه و بد از خوزستان قهرمان در همه فیلم ها نیست.توی این فیلم هم به نسبت این نشون داده شده که ایشالا از عمد نبوده.به هر حال وظیفه میدونم هم از آقای جوزانی و هم از شما که دغدغه دزفول رو دارید به عنوان یه همشهری تشکر کنم.

ارسال نظر


آخرین خبرها