هفته گذشته امام جمعه محترم دزفول در خطبههای نماز به نکتهای اشاره کردند که قدری در اذهان عمومی سوالاتی را ایجاد کرد، که مگر میشود مسئولی به دلیل برخی حرف و حدیثها و احیاناً انتقادها از عدالت در عملکرد و نگاه یکسان به مجموعة تحت نظر آن هم در دولت عدالت عدول نماید؟!
حاج آقا قاضی در قسمتی از سخنان خود خطاب به استاندار اینگونه فرمودند: «اگر نقد یا گلایهای از سوی مسئولان دزفول صورت گرفته و سبب رنجش خاطر شده است باید حمل بر آن شود که این چنین گلهمندیهای از روی دلسوزی و تعهد است.»
اگر قرار است انتقاد نشود چه کسی باید به ابهامات در اذهان عمومی پاسخ دهد؟! پس دلیل عدم پیشرفت برخی از مصوبات سفرهای هیأت دولت چیست؟ و اصولاً مگر نه این است که مسئول باید پاسخگو باشد؟! اگر نقد و گلایه باعث رنجش شود که رئیسجمهور محترم باید با این همه انتقاد و متأسفانه تخریبهایی که از سوی منتقدان بیانصاف صورت میگیرد، با این استدلال دیگر نباید کار کند!! در ثانی مردم این وسط چه گناهی کردند که باید تاوان این کدورتها را پس بدهند؟!
امام جمعه محترم در قسمتی از سخنان خود افزودند: «مشکلات دزفول و تنگناهایی که مدیران این شهرستان را برای خدمترسانی هر چه بیشتر آزار میدهد نیاز دارد که استاندار خوزستان برای آشنایی نزدیک با مشکلات به این شهرستان سفر کند.»
شعار دولت دهم برقراری عدالت است آیا میشود مسئولی در جایگاه استاندار و به عنوان نماینده ارشد دولت به خاطر انتقاد به شهری کمتوجه شود؟! حال توجه کنید اگر ایشان واقعاً این دید را نسبت به شهری داشته باشد، زیر مجموعه چه برخوردی خواهند کرد؟!
آقایان چه بخواهند و چه نخواهند دزفول در نقشه خوزستان است و این واقعیت وجود دارد که دومین شهر خوزستان است از هر لحاظی که بخواهند؛ و نگاه مسئولان ارشد نیز باید به همه شهرهای خوزستان یکسان باشد. مسئولی، مسئول است که در برابر نقدها و شبهات توان پاسخگویی داشته باشد و خدمت به مردم را فدای این حرف و حدیثها نکند همانطور که رییسجمهور عزیزمان اینگونه برخورد میکند، امید داریم که استاندار محترم با تجدیدنظر و حضور در شهرستان مقاوم دزفول در رفع مشکلات دزفول و خوزستان آستین بالا بزنند.
آقای استاندار، گلهمندی و انتقادات نیاز به پاسخ و پیگیری دارند، نه قهر.
در پایان آقای استاندار محترم را به سخنی گهربار از مقام معظم رهبری ارجاع میدهیم که آقا فرمودند:
* استاندار باید محور کل استان باشد تا مردم حضور او را احساس کنند بسیار لازم است که در مراسم عظیمی که انجا میگیرد از فرصتهای گوناگون استفاده کنید و به عنوان نماینده دولت با مردم حرف بزنید، به آنها تسلی دهید.
* قطعاً اگر استاندار نتواند در شهری دل عامه و متن مردم را به دست آورد نظام در آن استان نمیتواند حضور پیدا کند، استاندار در یک استان نقش یک پدر را دارد.
والسلام
سایه مقام معظم رهبری مستدام باد
مسئول انصار حزبالله شهرستان دزفول
علیرضا صالحیزاده









برام خیلی خیلی عجیبه که چرا این استاندار اینقدر در این مسئولیت دووم آورده و تا حالا تغییر نکرده ، چون :
-معمولاً استاندارها زیاد عوض میشن
-در جریان سفر سوم استانی دولت به خوزستان رئیس جمهور از عقب بودن اجرای مصوبات سفر از برنامه قبلی در این استان به شدت گلایه کردن و حتی بعد از رفتن به تهران هم در اونجا با مسئولین استان جلسه گذاشتن و بهشون گلایه کردن ( با توجه به اینکه مسئولیت اصلی اجرا نکردن بر عهده استانداره)
-رئیسجمهور نشون داده با مدیرانیکه کار نمیکنن شوخی نداره
حق دزفول و دزفولی ها خوردند عیب از خودمان و خصوصا مسولین ماست
جواب دوم ایمان گفته اند : مسئولین شهرهای اطراف آنقدر جری هستند که علناً تصویب و ابلاغ نموده اند که از بکارگیری جوانان شایسته دزفولی در ادارات و ارگانهایشان به شدت جلوگیری شود.
میشه بگین کدوم شهرها و کجا؟در چه ارگانهایی؟
اونا اگر هم چیزی ابلاغ کنن مربوط به شهرستان و غیر از شهرستانشونه.مصداق بارز مسئله بومی گرایی.دستشون هم درد نکنه.ولی مسئولین دزفول بومی گرایی نمیکنن بلکه نژادگرایی و نژادپرستی رو دامن میزنن.من فکر میکنم منظور ایمان هم از غیردزفولی ساکنین شهرهای دیگه نبوده.منظور ایشون ساکنین غیر دزفولی دزفول بوده.مثل لرها بختیاریها و عربهایی که ساکن دزفول هستند.
نژادپرستی تا کی؟چرا دشمن تراشی کنیم؟ما خواسته یا ناخواسته باید با هم تو یه شهر زندگی کنیم.جمعیت مهاجرین هم داره روز به روز بیشتر میشه.یه روزی هم میاد که ما محتاج اونا میشیم.اونوقت دیگه پشیمونی سودی نداره و اونا حال ما رو میگیرن.از ما گفتن.
آقای ایمان خان!
من به هیچ وجه موافق با نژاد پرستی نیستم! با آن هم مخالفم.
اما نگاهی به هم قومیت های خودتان در شهرهای اطراف دزفول( همین شهرهایی که میگویید) بیاندازید.
اگر مسئولین دزفول بقول شما در جلسات و محفل های خودمانی قوانین پنهانی و محرمانه تصویب می کنند، مسئولین شهرهای اطراف آنقدر جری هستند که علناً تصویب و ابلاغ نموده اند که از بکارگیری جوانان شایسته دزفولی در ادارات و ارگانهایشان به شدت جلوگیری شود.
حتی کار را به جایی کشانده اند که دزفولی های عزیزی که از سالها پیش در برخی ارگانها مشغول به خدمت بوده اند را با ترفند ها و اصطلاحاً پاپوش درست کردن هایی اخراج می کنند.
بد روزگار کار برخی از این همشهریان عزیزمان را به جایی رسانده که جداً مجبورند تقیه کنند به گونه ای که کسی متوجه نشود دزفولی هستند.
اینها را گفتم صرفاً محض اطلاع جنابعالی که به مسئولین دزفول حق بدهی بعد از این همه جفا که در حق جوانان شایسته دزفول صورت می گیرد، به گونه ای از آنها حمایت کنند.
دزفول به هرکجا که رسیده ، مرهون تلاش مردمشه. عزیزانی که دارن کشاورزی میکنند ،خوشحال باشند که دارند این کار رو انجام میدن ، اگر این هم نبود که اینجا نمی بودند. دزفول بعد از چند هزار سال شهریت و نارسایی تازه داره خودش رو جمع می کنه ، این عزیزان که شما می فرمائید یکم صبر داشته باشند ، هنوز شناسنامه هاشون مال شهرهای دیگست!
به قولی: درکی اومه مخو بنکی کنه در!!!
با سلام. با کمال احترام به مسوولین شهرستان از جمله امام جمعه و نماینده مردم شهرستان در مجلس و شورای شهر و … بایستی عرض کنم من بعنوان یک شهروند و مخاطب اینگونه صحبتها کمتر به انطباق این حرفها با نیات گویندگانشان باور دارم ، شما که از عدالت دم میزنید حتما میدانید عدالت در پایین ترین حد معنی اش برابری در اماکان برخورداری از موقعیت ها و امکانات برابر برای همه…من خود اهل شهرستان دزفول هستم و با مشکلات شهرستان آشنایی دارم اما ای کاش به شهرهای دیگر استان سری بزنید ، شهرهایی که زمانی شهرهای نمونه و پیشرفته خاورمیانه بشمار میرفتند . زمانی که شهرهای نفتی مانند مسجدسلیمان ، آبادان، رامهرمز و… از همه امکانات برخوردار بودند( حتی بهتر از پایتخت ) ،شهر ما شهر سنتی و بدون امکانات بودونیز شهر همسایه ما (اندیمشک)در حد یه شهرک کوچک بود. حالا خودتان قضاوت کنید که عدالت طی این سالها رعایت شده است… یا مثلا هر وقت موضوع جمعیت شهرستان دزفول بمیان می آید و مستمسکی میشود برای مسوولین شهرستان ما هیچ وقت نامی از افراد مستضعف ( ضعیف نگه داشته شده) روستاها و عشایر و حاشیه نشینها و کشاورزان زحمت کش ( که در اقتصاد کشاورز دزفول حرف اول و آخر را میزنند) ذکر نمی شود..و بر عکس در محفل های خودمانی مسوولین شهری ( که دیگر برای همه مشخص است) قوانین ضد اسلامی بلکه ضد بشری تبعیض آمیزی آنهم بصورت پنهانی و محرمانه تصویب میشود که بر اساس آن فرزندان این گروه از افراد ذکر شده ( که اتفاقا از یک قومیت خاص هستند) در ادارات و ارگانها بکار گرفته نشوند و هزارا ن عمل تبعیض آمیز دیگر… راستی عدالت این است ؟ که اگر عدالت این باشد وای بر عادلان!